مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نیق


معنی نیق

نیق . [ ن َ ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دودانگه ٔ بخش هوراند شهرستان اهر. در 3هزارگزی جنوب هوراند و 21500گزی راه اهر به کلیبر و در منطقه ٔ کوهستانی معتدل هوایی واقع است و 639 تن سکنه دارد. آبش از سه رشته چشمه ، محصولش غلات و توتون و سردرختی و شغل اهالی زراعت و گله داری ، صنایع دستی گلیم و جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).

معنی نیق- ترجمه نیق برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نیق اینجا را کلیک کنید

هم معنی نیق

طیاره : 1 هواپیما 2 زخمه، مضراب 3 منجنیق 4 قایق تندرو، کشتی‌تندرو
منجنیق : فلاخن، قلاب‌سنگ، قلماسنگ


ترجمه نیق

منجنیق: ballista
منجنیق: catapult
بامنجنیق پرت کردن: catapult


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نیق


گر کمر بخشیم که را بر کنم *** گر دهى کلکى علمها بشکنم‏
آخر از پشه نه کم باشد تنم *** ملک نمرودى به پر بر هم زنم‏
در ضعیفى تو مرا بابیل گیر *** هر یکى خصم مرا چون پیل گیر
قدر فندق افکنم بندق حریق *** بندقم در فعل صد چون منجنیق‏
موسى آمد در وغا با یک عصاش *** زد بر آن فرعون و بر شمشیرهاش‏
هر رسولى یک تنه کان در زده ست *** بر همه آفاق تنها بر زده ست‏
نوح چون شمشیر در خواهید ازو *** موج طوفان گشت از او شمشیر خو
احمدا خود کیست اسپاه زمین *** ماه بین بر چرخ و بشکافش جبین‏
تا بداند سعد و نحس بى‏خبر *** دور تست این دور نه دور قمر
دور تست ایرا که موساى کلیم *** آرزو مى‏برد زین دورت مقیم‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نیق

نیق . (ع مص ) به شگفتی آوردن . در شگفت آوردن . انیاق . (از اقرب الموارد). رجوع به انیاق شود. || (اِ) بالای کوه . (مهذب الاسماء). بلندترین جای از کوه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).

معنی نیفه گاه

نیفه گاه . [ ف َ / ف ِ ] (اِ مرکب ) آنجای از تن آدمی که نیفه بر آن افتد. محتجز. (یادداشت مؤلف ). شقز.

معنی نیک اختری

نیک اختری . [ اَ ت َ ] (حامص مرکب ) سعادت . خوشبختی . خوش اقبالی . سعادتمندی . نیک روزی . بهروزی . نیک اختر بودن : مکافات من باشد و کام تو برآید به نیک اختری نام تو. فردوسی . ز فر و بزرگی و نیک اخت

معنی نیفق

نیفق . [ ن َ ف َ / نی ف َ ] (معرب ، اِ) جای بند ازار و شلوار و مانند آن . (منتهی الارب ). جای گشاد شلوار. الموضع المتسع من السراویل . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). و مانند آن در پیراهن . (از م

معنی نیفور

نیفور. [ ن َ ] (ع ص )سخت رمنده . (منتهی الارب ). شدیدالنفار. (متن اللغة).

معنی نیک آمد

نیک آمد. [ م َ ] (مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) اقبال . مساعدت بخت . مقابل ادبار. (یادداشت مؤلف ) : نیک آمد و بدآمد خلق خدای از اوست نصرت به جز ورا به جهان کی بود روا. سوزنی .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: