مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نیفق


معنی نیفق

نیفق . [ ن َ ف َ / نی ف َ ] (معرب ، اِ) جای بند ازار و شلوار و مانند آن . (منتهی الارب ). جای گشاد شلوار. الموضع المتسع من السراویل . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). و مانند آن در پیراهن . (از متن اللغة). خشتک زیرجامه . (از فرهنگ خطی ). نیفه . (دهار). معرب نیفه است . (منتهی الارب ). رجوع به نیفه شود.

معنی نیفق- ترجمه نیفق برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نیفق اینجا را کلیک کنید

هم معنی نیفق


ترجمه نیفق


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نیفق



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نیقة

نیقة. [ ق َ ] (ع اِمص ) آراستگی و افزونی در کار و لباس و طعام و خورش . (منتهی الارب ). اسم است از تنوق . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). رجوع به تنوق شود. || خرقاء ذات نیقة؛ در حق جاهلی گویند که با

معنی نیفراشتن

نیفراشتن . [ ن َ ی َ ت َ] (مص منفی ) مقابل افراشتن . رجوع به افراشتن شود.

معنی نیفروختن

نیفروختن . [ ن َ ی َ ت َ] (مص منفی ) مقابل افروختن . رجوع به افروختن شود.

معنی نیفتادن

نیفتادن . [ ن َ ی ُ دَ ] (مص منفی ) مقابل افتادن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به افتادن شود.

معنی نیفوز

نیفوز. [ ن َ ] (ع ص ) ظبی نیفوز؛ آهوی برجهنده . (از منتهی الارب ).

معنی نیک

نیک . [ ن َ ] (ع مص ) گاییدن زن را. (از منتهی الارب ). جماع کردن . (زوزنی ) (از غیاث اللغات ). صحبت . (از نصاب ). مباضعت . وطی . مواقعه . مجامعت . مباشرت . (یادداشت مؤلف ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: