مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نوکاء


معنی نوکاء

نوکاء. [ ن َ ] (ع ص ) زن گول . (آنندراج ). تأنیث انوک است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به اَنوَک شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نوکاء اینجا را کلیک کنید

هم معنی نوکاء


ترجمه نوکاء


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نوکاء



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نوکاریز

نوکاریز. [ن َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان ریوند بخش حومه ٔشهرستان نیشابور. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).

معنی نوکاکل

نوکاکل . [ ن َ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار، در 31 هزارگزی شمال غربی قصرقند، بر سر راه کشیک به چانف ، در منطقه ٔ کوهستانی گرمسیری واقع است و 700 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه ، م

معنی نوکال

نوکال . (اِ) حیله . غدر. (ناظم الاطباء). رجوع به فرهنگ شعوری ج 2 ص 409 شود.

معنی نوک دار

نوک دار. [ن َ / نُو / نو نُک ْ ] (نف مرکب ) هرچیز که دارای سر تیز باشد. (ناظم الاطباء). که سری تیز و باریک دارد.

معنی نوکران

نوکران . [ ن َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش اشنویه ٔ شهرستان ارومیه ، در 5 هزارگزی جنوب شرقی اشنویه و 5 هزارگزی جنوب جاده ٔ اشنویه به نقده ، در جلگه ٔ سردسیری واقع است و 156 تن سکنه دارد.

معنی نوکرباب

نوکرباب . [ ن َ / نُو ک َ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) از طبقه ٔ نوکر. چاکرپیشه . از نوع نوکر. (یادداشت مؤلف ). کسی که از طبقه ٔ نوکران و خدمتگزاران باشد. (فرهنگ فارسی معین ). - امثال : نوکرباب شش ماه چاق

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<