مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نوروز


معنی نوروز

نوروز. [ ن َ / نُو ] (اِ مرکب ) روز اول ماه فروردین که رسیدن آفتاب است به نقطه ٔاول حمل . (غیاث اللغات ). روز اول فروردین که رسیدن آفتاب به برج حمل است و ابتداء بهار است و این را نوروز کوچک و نوروز عامه و نوروز صغیر گویند، و نیز ششم فروردین ماه روز خرداد که نوروز بزرگ و نوروز خاصه گویند. (رشیدی ) (از جهانگیری ). به معنی روز نو است ، وآن دو باشد، یکی نوروز عامه و دیگری نوروز خاصه ، و نوروز عامه روز اول فروردین ماه است که آمدن آفتاب به نقطه ٔ اول حمل باشد و رسیدن او به نقطه ٔ اول بهار است . گویند خدای تعالی در این روز عالم را آفرید و هر هفت کوکب در اوج تدویر بودند و اوجات همه در نقطه ٔ اول حمل بود، در این روز حکم شد که به سیر و دور درآیند و آدم علیه السلام را نیز در این روز خلق کرد، پس بنابراین این روز را نوروز گویند و بعضی گفته اند که جمشید که او اول جم نام داشت و عربان او را منوشلخ میگویند سیر عالم می کرد چون به آذربایجان رسید، فرمود تخت مرصعی بر جای بلندی رو به جانب مشرق گذارند و خود تاج مرصعی بر سر نهاده بر آن تخت بنشست ، همین که آفتاب طلوع کرد و پرتوش بر آن تاج و تخت افتاد شعاعی در غایت روشنی پدید آمد، مردمان از آن شاد شدند و گفتند این روز نو است ، و چون به زبان پهلوی شعاع را شید می گویند این لفظ را بر حکم افزودند و او را جمشید خواندند و جشن عظیم کردند و از آن روز این رسم پیدا شد. و نوروز خاصه روزی است که نام آن روز خرداد است و آن ششم فروردین ماه باشد و در آن روز هم جمشید بر تخت نشست و خاصان را طلبید و رسمهای نیکو گذاشت و گفت خدای تعالی شما را خلق کرده است ، باید که به آب های پاکیزه تن را بشوئید و غسل کنید و به سجده و شکر او مشغول باشید و هر سال در این روز به همین دستور عمل نمایید، و این روز را بنابراین نوروز خاصه خوانند. (برهان قاطع) (از رشیدی ) (از جهانگیری ) (آنندراج ). و گویند اکاسره هر سال از نوروز عامه تا نوروز خاصه که شش روز باشد حاجت های مردمان را برآوردندی و زندانیان را آزاد کردندی و مجرمان را عفو فرمودندی و به عیش و شادی مشغول بودندی ، و معرب آن نیروز است . (برهان قاطع) (از جهانگیری ) (آنندراج ). این روز را در نزد پادشاهان عجم و یزدانیان ایران شرف هاست ، گویند در آن روز ایجاد و انشاء خلق شده و سعدتر از ساعات آن روز ساعت تحویل شمس است به حمل ... و سبب حرمت این روز را وجوه گفته اند: یکی آن است که در عهد تهمورس آیین و مذهب صابئیه رواج و رونق تمام داشت ، چون شاهنشاهی به جمشید رسید تجدید آئین ایزدپرستی کرده ... و نامید این روز را نوروز و عید گرفت ... و گویند در این روز نیشکر به دست جمشید شکسته شد و از آن خورده شد و آبش معروف و مشهور گردیده و شکر از آن ساختند، بنابراین در روز نوروز خوردن شکر رسم شده و از آن حلویات ساختند و خوردند و هنوز آن رسم برقرار است . (انجمن آرا). جشن نوروز یا عید نوروز یا جشن فروردین یا جشن بهار یا بهار جشن : بزرگترین جشن ملی ایرانیان است که از نخستین روز فروردین ، ماه اول سال شمسی ، آغاز شود. جشن نوروز و مهرگان دو جشن بزرگ آریائیان بوده است ، ایرانیان قدیم (پیش از عهد ساسانی و به هنگام تدوین بخش اول اوستا) جشن نوروز را ظاهراً در اول بهار هر سال و آغاز برج حمل برپا می داشتند. در دوره ٔ ساسانیان موسم این جشن با گردش سال تغییر می کردو در آغاز فروردین هر سال نبود، بلکه مانند عید اضحی و عید فطر، مسلمانان در فصول مختلف سال گردش می کرد. در نخستین سال تاریخ یزدگردی مبداء جلوس یزدگرد واپسین شاه ساسانی جشن نوروز مصادف بود با شانزدهم حزیران رومی (ماه ژوئن فرنگی ) و تقریباً در اوائل تابستان . از آن پس هر چهار سال یک روز این جشن عقب تر ماندو در حدود سال 392 هَ . ق . نوبت جشن نوروزی به اول حمل رسید و در سال 467 هَ . ق . نوروز به بیست وسوم برج حوت افتاد، یعنی 17 روز مانده به پایان زمستان . دراین سال به فرمان سلطان جلال الدین ملک شاه سلجوقی ترتیب تقویم جلالی نهاده شد و بر اساس آن موقع جشن نوروزی در بهار هر سال مقارن تحویل آفتاب به برج حمل تثبیت شد و بدین منظور مقرر شد که هر چهار سال یک روز برتعداد ایام سال بیفزایند و سال چهارم را 366 روز حساب کنند و پس از هر 28 سال - یعنی گذشتن هفت دوره ٔ چهارساله - چون دوره ٔ چهارساله ٔ هشتم فرارسد به جای آنکه به آخرین سال این دوره یک روز بیفزایند، این روز را به نخستین سال دوره ٔ بعد یعنی دوره ٔ نهم اضافه کنند. بدین ترتیب سال جلالی نزدیکترین سال های جهان شد به سال شمسی حقیقی که 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه است . پیدایش و تسمیه ٔ نوروز k00l)_rb"> a/> : ایرانیان باستان جشنی داشته اند به نام فروردگان [ فروردیان ] و آن ده روز طول می کشیده ، فروردگان که در پایان سال گرفت

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نوروز اینجا را کلیک کنید

هم معنی نوروز


ترجمه نوروز

نوروز: Noruz


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نوروز


چون گنه کمتر بود نیم آفتاب *** منخسف بینى و نیمى نور تاب‏
که به قدر جرم مى‏گیرم ترا *** این بود تقریر در داد و جزا
خواه نیک و خواه بد فاش و ستیر *** بر همه اشیا سمیعیم و بصیر
زین گذر کن اى پدر نوروز شد *** خلق از خلاق خوش پدفوز شد
باز آمد آب جان در جوى ما *** باز آمد شاه ما در کوى ما
مى‏خرامد بخت و دامن مى‏کشد *** نوبت توبه شکستن مى‏زند
توبه را بار دگر سیلاب برد *** فرصت آمد پاسبان را خواب برد
هر خمارى مست گشت و باده خورد *** رخت را امشب گرو خواهیم کرد
ز آن شراب لعل جان جان فزا *** لعل اندر لعل اندر لعل ما
باز خرم گشت مجلس دل فروز *** خیز دفع چشم بد اسپند سوز


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نوروز صبا

نوروز صبا. [ ن َ / نُو زِ ص َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نغمه ای است که در همایون و راست پنجگاه نواخته می شود. (فرهنگ فارسی معین ). شعبه ای است از مقام بوسُلیک ، از پنجمین نغمه است و نیم بانگ دارد. (به

معنی نوره کشیده

نوره کشیده . [ رَ / رِ ک َ / ک ِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) سترده موی . نوره مالیده . بی مو.

معنی نوروز کشاورزان

نوروز کشاورزان . [ ن َ / نُو زِ ک ِ وَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نرشخی نویسد: و این دیهه را هر پانزده روز بازار است و چون بازار آخرین سال باشد بیست روز بازار کنند و بیست ویکم روز، نوروز کنند و آن را ن

معنی نوروز بزرگ

نوروز بزرگ . [ ن َ / نُو زِ ب ُ زُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نام نغمه ای از موسیقی . (غیاث اللغات ) (از برهان قاطع). نام نوائی است .(انجمن آرا). نام لحنی است . (جهانگیری ) : مطربان ساعت به ساعت بر نو

معنی نوره مالی

نوره مالی . [ رَ / رِ ] (حامص مرکب ) نوره کشی . واجبی کشیدن . رجوع به نوره کشیدن شود : او بی پروا به نوره مالی و مرا دل بر سرآن موی میان می لرزد. سعیدای اشرف (از آنندراج ).

معنی نوروز عرب

نوروز عرب . [ ن َ / نُو زِ ع َ رَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) شعبه ای است از رهاوی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). نغمه ای است که در همایون و راست پنجگاه نواخته می شود.(فرهنگ فارسی معین ). شعبه ای است از م

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<