مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نوروزی


معنی نوروزی

نوروزی . [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شهرکهنه ٔ بخش حومه ٔ شهرستان قوچان ، در 8 هزارگزی جنوب غربی قوچان و 7 هزارگزی جنوب جاده ٔ قوچان به شیروان ، در جلگه ٔ سردسیری واقع است و 432 تن سکنه دارد. آبش از چشمه ، محصولش غلات و انگور، شغل مردمش زراعت و مالداری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نوروزی اینجا را کلیک کنید

هم معنی نوروزی


ترجمه نوروزی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نوروزی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نوری

نوری . (اِخ ) از شاعران قرن یازدهم هجری و از معاصران شاه عباس اول صفوی است . او راست : بر دور رخت خط بود آن هاله کشیده یا دود دل ماست به خورشید رسیده . (از صبح گلشن ص 560) (از دانشمندان آذربایجان ص

معنی نوروزیه

نوروزیه . [ ن َ / نُو زی ی َ / زی ی ِ ] (ص نسبی ، اِ مرکب ) انعام و بخششی که در روز نوروزی می دهند. (ناظم الاطباء). نوروزی . رجوع به نوروزی شود.

معنی نوروزمه

نوروزمه . [ ن َ / نُو م َه ْ ] (اِ مرکب ) نوروزماه . فروردین . حمل . (یادداشت مؤلف ) : چون دید ماهیان زمستان که در سفر نوروزمه بماند قریب مهی چهار. منوچهری . رجوع به نوروزماه شود.

معنی نوروزلو

نوروزلو. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه ، در 59 هزارگزی جنوب مراغه و 4 هزارگزی مغرب جاده ٔ میاندوآب به شاهیندژ، در جلگه ٔمعتدل هوائی واقع است و 244 تن سکنه دارد. آبش ا

معنی نوروزی

نوروزی . [ ن َ / نُو ] (ص نسبی ، اِ مرکب ) منسوب به نوروز. (ناظم الاطباء). مربوط به جشن نوروز یا ایام نوروز. (فرهنگ فارسی معین ) : در این فرخنده فروردین و خرم جشن نوروزی نصیب خسرو عادل سعادت باد و پ

معنی نوری

نوری . (اِ) نوعی از زردآلوی . (ناظم الاطباء) (از غیاث اللغات ).قسمی زردآلوی درشت و بسیار شیرین و آبدار و هسته شیرین . مقابل زردآلو انک . (یادداشت مؤلف ) : از نوری آن به وجه احسن شد ذائقه را چراغ رو

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<