مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نوروزمه


معنی نوروزمه

نوروزمه . [ ن َ / نُو م َه ْ ] (اِ مرکب ) نوروزماه . فروردین . حمل . (یادداشت مؤلف ) : چون دید ماهیان زمستان که در سفر نوروزمه بماند قریب مهی چهار. منوچهری . رجوع به نوروزماه شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نوروزمه اینجا را کلیک کنید

هم معنی نوروزمه


ترجمه نوروزمه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نوروزمه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نوری

نوری . [ ری ی ] (ع اِ) واحد نَوَر، به معنی مختلس . (از اقرب الموارد). رجوع به نَوَر و نَوَرة شود. || (ص نسبی ) منسوب است به نور. رجوع به نوری شود.

معنی نوروزی

نوروزی . [ ن َ / نُو ] (ص نسبی ، اِ مرکب ) منسوب به نوروز. (ناظم الاطباء). مربوط به جشن نوروز یا ایام نوروز. (فرهنگ فارسی معین ) : در این فرخنده فروردین و خرم جشن نوروزی نصیب خسرو عادل سعادت باد و پ

معنی نوری

نوری . (اِخ ) جواد (حاجی میرزا...) بن حاجی ملا محمدعلی نوری . از فقهای امامیه و از مراجعتقلید شیعیان است . وی گذشته از رساله ٔ علمیه و رساله ٔ استدلالی نماز شب ، رسالاتی در طهارت و صلوة و نکاح و تجارت

معنی نوری

نوری . (اِخ ) احمدبن محمد نوری ، مکنی به ابوالحسن یا ابوالحسین . از کبار مشایخ صوفیان است . رجوع به ابوالحسن نوری و نیز رجوع به تذکرة الاولیاء چ استعلامی ص 862 و 464 شود.

معنی نوری

نوری . (اِخ ) اسماعیل (سید...) بن احمد علوی عقیلی طبری نوری نجفی . از فقهای امامیه ٔ اوایل قرن چهاردهم هجری و از شاگردان حاج میرزا حبیب اﷲ رشتی و حاج میرزا محمدحسین شیرازی است . به سال 1321 هَ . ق . د

معنی نوروزعلی بیگ

نوروزعلی بیگ . [ ن َ ع َ ب َ ] (اِخ ) از شاعران قرن یازدهم هجری و از ایل شاملو و زرگرباشی عباسقلی خان حکمران هرات بوده است و او راست : غافل مشو که طبع سخن پیشه شیشه است مضمون پری و خلوت اندیشه شیشه ا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<