مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نوروزماه


معنی نوروزماه

نوروزماه . [ ن َ / نُو ] (اِ مرکب ) فروردین . حمل . نوروزمه : آمد نوروزماه با گل سوری به هم باده ٔ سوری بگیر بر گل سوری بچم . منوچهری . نیز رجوع به نوروزمه شود. || در تداول مازندرانیان ، ماه اسفندارمذ. (یادداشت مؤلف ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نوروزماه اینجا را کلیک کنید

هم معنی نوروزماه


ترجمه نوروزماه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نوروزماه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نوروزان

نوروزان . [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوار بخش سروستان شهرستان شیراز، در 108 هزارگزی جنوب غربی سروستان و 6 هزارگزی جاده ٔ شیراز به فیروزآباد، در جلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و 957 تن سکنه دارد. آب

معنی نوری

نوری . (اِخ ) احمدبن محمد نوری ، مکنی به ابوالحسن یا ابوالحسین . از کبار مشایخ صوفیان است . رجوع به ابوالحسن نوری و نیز رجوع به تذکرة الاولیاء چ استعلامی ص 862 و 464 شود.

معنی نوروزلو

نوروزلو. [ ن َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان چهاردولی بخش مرکزی شهرستان مراغه . رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ص 533 شود.

معنی نوروزمه

نوروزمه . [ ن َ / نُو م َه ْ ] (اِ مرکب ) نوروزماه . فروردین . حمل . (یادداشت مؤلف ) : چون دید ماهیان زمستان که در سفر نوروزمه بماند قریب مهی چهار. منوچهری . رجوع به نوروزماه شود.

معنی نوروزعلی بیگ لو

نوروزعلی بیگ لو. [ ن َ ع َ ب َ ] (اِخ ) نام یکی از ایلات اطراف اجارود آذربایجان است که در سبلان مسکن دارد. رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان ص 107 شود.

معنی نوری

نوری . (اِخ ) علی (ملا...) بن ملا جمشید نوری مازندرانی ، مشهور و متخلص به نوری . از فقهای امامیه و از شاعران قرن سیزدهم هجری است . پس از تحصیلات مقدماتی در مازندران و قزوین به اصفهان رفت و نزد آقا محم

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<