مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نوئل


معنی نوئل

نوئل . [ ن ُ ءِ ] (اِخ ) کریسمس . عید میلاد مسیح که روز 25 دسامبر سال فرنگی است . (از فرهنگ فارسی معین ). || درخت نوئل یا کاج نوئل ؛ کاجی که در شب عید نوئل مسیحیان تزیین کنند و به چراغها بیارایند. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی نوئل- ترجمه نوئل برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نوئل اینجا را کلیک کنید

هم معنی نوئل


ترجمه نوئل

بابانوئل: Santa Clause
پاپانوئل: Santa Clause
مانوئل: Manuel
مانوئل گونزالس هررا: Manuel Gonzales Herrera


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نوئل



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نوآموزنده

نوآموزنده . [ ن َ / نُو زَ دَ / دِ ] (نف مرکب ) استاد خطآموز. (ناظم الاطباء). رجوع به نوآموز شود.

معنی نوآیین

نوآیین . [ ن َ / نُو آ ] (ص مرکب ) زیبا. آراسته . (جهانگیری ) (رشیدی ) (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). به آئین . (فرهنگ فارسی معین ). نوآئین : نوروز جهان چون بت نوآئین از لاله هم

معنی نوآموز

نوآموز. [ ن َ / نُو ] (نف مرکب ) مبتدی . تازه کار. نوآموخته . نافرهخته . که در آغاز آموختن است و به کمال نرسیده است . نوچه : ای دل من زو به هرحدیث میازار کآن بت فرهخته نیست هست نوآموز. دقیقی . یار

معنی نوآجسته

نوآجسته . [ ن َ / نُو ج َ ت َ / ت ِ] (ص مرکب ) مرکب از نو به معنی تازه و جدید و آجسته به معنی مغروس و درنشانیده . طیان گوید : تازه شده چو باغ نوآجسته . (از یادداشت مؤلف ). نیز رجوع به نواجسته شود.

معنی نوآیین کردن

نوآیین کردن . [ ن َ / نُو ک َ دَ ] (مص مرکب ) آراستن : مرا بردن به مهد خسروآیین شبستان را به من کردن نوآیین . نظامی .

معنی نوآباد

نوآباد. [ ن َ / نُو ] (ص مرکب ) جای و ملکی که نو آباد شده باشد. (آنندراج ). || از نو ساخته شده . از نو آبادشده و معمورگشته و کشتکاری شده . (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: