مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نمش


معنی نمش

نمش . [ ن ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ اَنْمَش . رجوع به انمش شود.

معنی نمش- ترجمه نمش برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نمش اینجا را کلیک کنید

هم معنی نمش

سرشیر : خامه، قیماق، نمشک
خامه : 1 سرشیر، چربی شیر، قیماق، نمشک 2 قلم، کلک 3 نخ نتابیده 4 ابریشم‌نتابیده، ابریشم خام 5 توده، تل(ریگ)
قیماق: خامه، سرشیر، نمشک
کذب: افترا، بهتان، دروغ، دروغ، سقم، فریه، ناحق، نادرستی، ناراستی، ناصواب، نمش و صدق، صواب


ترجمه نمش


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نمش


تسخر و طنزى بود آن یا جنون *** پاک حق عما یقول الظالمون‏
من همى‏دانستمت پیش از وصال *** که نکو رویى و لیکن بد خصال‏
من همى‏دانستمت پیش از لقا *** کز ستیزه راسخى اندر شقا
چون که چشمم سرخ باشد در عمش *** دانمش ز آن درد گر کم بینمش‏
تو مرا چون بره دیدى بى‏شبان *** تو گمان بردى ندارم پاسبان‏
عاشقان از درد ز آن نالیده‏اند *** که نظر ناجایگه مالیده‏اند
بى‏شبان دانسته‏اند آن ظبى را *** رایگان دانسته‏اند آن سبى را
تا ز غمزه تیر آمد بر جگر *** که منم حارس گزافه کم نگر
کى کم از بره کم از بزغاله‏ام *** که نباشد حارس از دنباله‏ام‏
حارسى دارم که ملکش مى‏سزد *** داند او بادى که آن بر من وزد


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نمشک

نمشک . [ ن َ م ِ ] (اِ) شیری را گویند که از پستان گوسفند و گاو بر دوغ و ماست بدوشند. (برهان قاطع). بعضی به معنی گورماست گفته اند. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || قیماق شیر خام . (برهان قاطع).سرشیر. (

معنی نمش

نمش . [ ن َ م ِ ] (ع ص ) ثور نَمِش ؛ آن گاو که نقطه هادارد. (مهذب الاسماء). گاو نر چپار. (از منتهی الارب ) . گاو نر چپار و ابلق . (ناظم الاطباء). گاو کوهی که بر او نقطه های سیاه و سفید باشد. (برهان قا

معنی نمش

نمش . [ ن َ ] (ع اِ) خطهای کف دست و پیشانی . (منتهی الارب ). || نقطه که بر ناخن افتد. (مهذب الاسماء). سپیدی که برناخن پدید آید و برطرف شود. (از متن اللغة). || دروغ . کذب . (فرهنگ فارسی معین ). || (اِم

معنی نمشته

نمشته . [ ن َ م ِ ت َ / ت ِ ] (اِ) عقیده . اعتقاد. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). اعتماد. (ناظم الاطباء). ظاهراً مقلوب یا مصحف منشت (منش ) است . (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). از مجعولات دساتیر است .

معنی نمشیر

نمشیر. [ ن َ ] (اِخ ) ده مرکزی دهستان نمشیر از بخش بانه ٔ شهرستان سقز است که 200 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه ٔ نجنه ، محصولش غلات و توتون و برنج و لبنیات و محصولات جنگلی ، شغل اهالی زراعت است . (از ف

معنی نمشاء

نمشاء. [ ن َ ] (ع ص ) دارای نَمَش . تأنیث انمش . (از اقرب الموارد). رجوع به انمش و نَمَش شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: