مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نمسا


معنی نمسا

نمسا. [ ن َ ] (اِخ ) نمسه . رجوع به نمسه شود.

معنی نمسا- ترجمه نمسا برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نمسا اینجا را کلیک کنید

هم معنی نمسا

تر : 1 خیس، مرطوب، نم، نمسار، نمناک و خشک 2 باطراوت، تازه و پلاسیده، پژمرده، خشک 3 تردامن، فاسق، ملوث 4 صعوه
مرطوب : 1 تر، خیس، نم، نمدار، نمسار، نمگین، نمناک، نمور، نموک 2 شرجی و بی‌نم، خشک، یابس
نمدار: رطوبت‌دار، مرطوب، نمسار، نمناک، نمور
نمسار: نمدار، نمناک، نمور و خشک
نمگین: مرطوب، نمدار، نمسار، نمناک، نموک


ترجمه نمسا

نمسار: damp
نمساری: dampness
نمسار: muggy
نمسار: wet


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نمسا



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نمساء

نمساء. [ ن َ ] (ع ص ) تأنیث اَنْمَس . رجوع به انمس شود.

معنی نمس

نمس . [ ن ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ اَنْمَس . رجوع به انمس شود.

معنی نمشک

نمشک . [ ن َ م ِ ] (اِ) شیری را گویند که از پستان گوسفند و گاو بر دوغ و ماست بدوشند. (برهان قاطع). بعضی به معنی گورماست گفته اند. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || قیماق شیر خام . (برهان قاطع).سرشیر. (

معنی نمش

نمش . [ ن ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ اَنْمَش . رجوع به انمش شود.

معنی نمش

نمش . [ ن َ ] (اِ) مکر. حیله . دغابازی . (برهان قاطع) (انجمن آرا) (جهانگیری ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). فریب . (ناظم الاطباء) : به کردار چشم غزالان دو چمش همه سحر و شوخی همه رنگ و نمش . شمسی (یوسف

معنی نمزیس

نمزیس . [ ن ِ م ِ ] (اِخ ) نام یکی از ربةالنوع های یونانی است . رجوع به فرهنگ اساطیر یونان و روم ج 2 ص 613 و ایران باستان ص 1217 شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: