مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نعیمی تبریزی


معنی نعیمی تبریزی

نعیمی تبریزی . [ ن َ می ِ ت َ ] (اِخ ) رجوع به نعیمی شاه فضل (سید...) مشهدی شیروانی شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نعیمی تبریزی اینجا را کلیک کنید

هم معنی نعیمی تبریزی


ترجمه نعیمی تبریزی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نعیمی تبریزی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نغار

نغار.[ ن َغ ْ غا ] (ع ص ) جرح نغار؛ زخم که خون از وی روان باشد. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از متن اللغة).

معنی نغاغ

نغاغ . [ ن َ ] (اِ)جام . (ناظم الاطباء). رجوع به نفاغ شود : دل شاد دار و پند کسائی نگاهدار یک چشم زد جدا مشو از رطل و از نغاغ . کسائی . || آوند آبخوری . || هر چیز نادر و نفیس . || مفصل گردن . (ناظم

معنی نعیمیة

نعیمیة. [ ن َ می ی َ ] (اِخ ) نام یکی از شعب فرقه ٔ زیدیه است که منسوب اند به نعیم بن یمان ، اینان عثمان و مخالفین علی بن ابی طالب را کافر می دانند و علی را بعد از پیغمبر افضل ناس می شناسند، اما مردم

معنی نغانغ

نغانغ. [ ن َ ن ِ ] (ع اِ) ج ِ نغنغ. رجوع به نُغنُغ شود. || ج ِ نَغنَغ. (یادداشت مؤلف از بحر الجواهر). رجوع به نَغنَغ شود. || ج ِ نُغنُغَة. (یادداشت مؤلف ). || دو عضله در حلقوم : دو عضله ٔ دیگر است خ

معنی نعیمان

نعیمان . [ ن ُ ع َ ] (اِخ ) ابن عمروبن رفاعة النجاری الانصاری ، از اهل مدینه و از صحابه ٔ پیغمبر بود، مردی مزّاح بود و رسول (ع ) را شادمان و خندان می کرد، و در عین شوخ طبعی از شجاعان عرب بود و در جنگه

معنی نعیمای شیرازی

نعیمای شیرازی . [ ن َ عی ی ِ ] (اِخ ) از شاعران قرن یازدهم هجری قمری شیراز است و خیاط مخصوص امامقلی خان حاکم فارس بوده است . او راست : در محبت سر حرف گله وا نتوان کرد صد سخن بر لب و یک حرف ادا نتوان

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<