مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نعری


معنی نعری

نعری . [ ن َ را ](ع ص ) امراءة عیری ̍ نعری ؛ زن با بانگ و فریاد. (منتهی الارب ). صخّابه . (از اقرب الموارد) (متن اللغة).

معنی نعری- ترجمه نعری برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نعری اینجا را کلیک کنید

هم معنی نعری


ترجمه نعری


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نعری



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نعش بردار

نعش بردار. [ ن َ ب َ ] (نف مرکب ) جنازه کش . که تابوت مرده را بر دوش گیرد و حمل کند : به یثرب گرم جان ستاند فلک شود نعش بردار من صد ملک . ملاطغرا (آنندراج ).

معنی نعظ

نعظ. [ ن َ ] (ع مص ) برخاستن نره . (آنندراج ). بلند شدن ذکر. قیام الذکر. (تاج المصادر بیهقی ). نعوظ. (منتهی الارب ). نَعَظ. (منتهی الارب )(متن اللغة). و اسم از آن نَعظ است . (متن اللغة).

معنی نعره کردن

نعره کردن . [ ن َ رَ / رِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نعره زدن : مست ناز من به سوی صومعه بگذشت دوش دید صوفی جلوه ٔ قد نعره ٔ مستانه کرد. نصیرای بدخشانی (آنندراج ).

معنی نعش کشی

نعش کشی . [ ن َ ک َ / ک ِ ] (حامص مرکب ) عمل نعش کش .

معنی نعض

نعض .[ ن َ ] (ع مص ) مانعضت منه شیئاً نعضاً؛ به چیزی نرسیدم از وی . (از منتهی الارب )؛ مااصبت . (متن اللغة).

معنی نعسی

نعسی . [ ن َ سا ] (ع ص ) ناعسة. تأنیث نعسان است . (از متن اللغة) (از ناظم الاطباء). رجوع به نعسان و ناعسة شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: