مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نشا کردن


معنی نشا کردن

نشا کردن . [ ن ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نهال نشاندن . کاشتن بته های برکنده به جای دیگر رشد را. (یادداشت مؤلف ). گیاه نورسته ای از جائی برکندن و در جائی دیگر کاشتن . بوته ٔ نورسته ٔ گل یا میوه ای را از جائی که به انبوهی روئیده است برکشیدن و در زمینی آماده شده ، به ترتیب و فواصل معین کاشتن ، تا رشد کند و گل و میوه دهد،چون نشای گوجه فرنگی و بادمجان . رجوع به نشا شود.

معنی نشا کردن- ترجمه نشا کردن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نشا کردن اینجا را کلیک کنید

هم معنی نشا کردن

کاشتن: زراعت، غرس کردن، فلاحت، کشتن، نشا کردن، نشاندن
نشا کردن: غرس کردن، کاشتن، نشاندن


ترجمه نشا کردن

نشا کردن: transplant


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نشا کردن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نشابة

نشابة. [ ن ُش ْ شا ب َ ] (ع اِ) واحد نشاب ، به معنی تیر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به نُشّاب شود.

معنی نشائة

نشائة. [ ن َ ءَ ] (ع اِمص ) نشاءة. آفرینش . (ناظم الاطباء). || (مص ) نش ء. نشاء. نشوء. نشاءة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به نش ء شود.

معنی نشابوری

نشابوری . [ ن ِ ] (ص نسبی ) منسوب به نشابور. که اهل نشابور است . رجوع به نیشابوری شود. - زرّ نشابوری . رجوع به همین ترکیب در ذیل مدخل زر شود.

معنی نش

نش . [ ن َ ] (اِ) سایه . (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). با نسا قیاس شود. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || سایه گاه که جای سایه است . (برهان قاطع) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ب

معنی نشا

نشا. [ ن َ ] (ع اِ) بوی خوش یا رایحه و بو، مطلقاً. (از اقرب الموارد) (از المنجد). بوی خوش . (ناظم الاطباء). رجوع به نشاء شود. || مأخوذ از نشاسته ٔ فارسی و به معنی آن . (ناظم الاطباء). نشاسته ، فارسی

معنی نشائد

نشائد. [ ن َ ءِ ] (ع اِ) ج ِ نشیدة. رجوع به نشیدة شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: