مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نسیم شمال


معنی نسیم شمال

نسیم شمال . [ ن َ م ِ ش َ / ش ِ / ش ُ ] (اِخ ) اشرف الدین حسینی (سید...)، فرزند سیداحمد قزوینی . از شاعران و روزنامه نویسان صدر مشروطیت است . وی به سال 1288 هَ . ق . در شهر رشت تولد یافت و پس از تحصیلات مقدماتی به سال 1300 برای ادامه ٔ تحصیل روانه ٔ بین النهرین شد و پس از پنج سال اقامت در آن سامان به رشت بازگشت و در آنجا روزنامه ٔ نسیم شمال را منتشر ساخت . پس از برقراری مشروطه به تهران آمد و روزنامه ٔ نسیم شمال را در تهران با مقالات و اشعاری انتقادی و درخور فهم عوام منتشر کرد، و قبول عام یافت و خود وی نیز به مناسبت نام روزنامه اش به نسیم شمال معروف گشت . سیداشرف الدین در زمره ٔ نخستین شاعرانی است که به عهد مشروطه به زبان مردم و از زبان توده ٔ مردم محروم شعر سرود و مقاله نوشت . وی در اواخر عمر به فقر و جنون مبتلا گشت و سرانجام در سال 1313 هَ . ش . در نهایت تنگدستی و پریشانی درگذشت . اشعار او اغلب در نسخه های نسیم شمال چاپ و جداگانه نیز به صورت مجموعه ای منتشر شده است . از اوست : این درشکه بشکسته لایق سواری نیست این سگ گر مفلوک تازی شکاری نیست این خر سیاه لنگ قابل مکاری نیست این حریف تریاکی پهلوان کاری نیست این زمین بی حاصل جای آبیاری نیست در جبین این کشتی نور رستگاری نیست # مقصد وکیلان را عاقلانه سنجیدیم مشرب وزیران را عالمانه فهمیدیم خاک پاک ایران را عارفانه گردیدیم هرچه را نباید دید ما یکان یکان دیدیم این زمین بی حاصل جای آبیاری نیست در جبین این کشتی نور رستگاری نیست # هست مدت نه سال خلق پارلمان دارند هم به آسمان عدل بسته ریسمان دارند اندر این بهارستان کعبه ٔ امان دارند باز هرچه می بینم خلق الامان دارند کار ملت مظلوم غیر آه و زاری نیست در جبین این کشتی نور رستگاری نیست . # تا چند کشی نعره که قانون خدا کو؟ گوش شنوا کو؟ آنکس که دهد گوش به عرض فقرا کو؟ گوش شنوا کو؟ در خانه ٔ همسایه عروسی است آملا به به بارک اﷲ آن شاخ نباتی که شود قسمت ما کو؟ گوش شنوا کو؟ پرسید یکی رحم و مروت به کجا رفت ؟ گفتم به هوا رفت مرغی که برد کاغذ ما را به هوا کو؟ گوش شنوا کو؟ حلوای معارف که جوانان همه بردند در مدرسه خوردند آلوطی حسن قسمت درویش کته پا کو؟ گوش شنوا کو؟ یک نیمه ٔ ایران ز معارف همه دورند نیمی شل و کورند اندر کف کوران ستم دیده عصا کو؟ گوش شنوا کو؟

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نسیم شمال اینجا را کلیک کنید

هم معنی نسیم شمال


ترجمه نسیم شمال


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نسیم شمال



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نسیه بردن

نسیه بردن . [ ن َس ْ / ن ِس ْ ی َ / ی ِ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) متاعی را به مهلت خریدن . قسطی خریدن . متاعی رابردن و قیمتش را بعداً پرداختن . مقابل نقد خریدن .

معنی نسیه بر

نسیه بر. [ ن َس ْ / ن ِس ْ ی َ / ی ِ ب َ ] (نف مرکب ) که نسیه برد. که کالائی را به نسیه خرد. که به مهلت و فرصت بهای متاعی را که برده است بپردازد.

معنی نسیه دادن

نسیه دادن . [ ن َس ْ / ن ِس ْ ی َ / ی ِ دَ ] (مص مرکب ) متاعی را به مهلت فروختن . جنس را تحویل مشتری دادن و قیمتش به مهلت و در آینده گرفتن . نسیه فروختن . نسیه فروشی : به نسیه مده نقد اگرچند نیز به خ

معنی نسیمی نیشابوری

نسیمی نیشابوری . [ ن َ می ِ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) در مشهد می زیسته ، خطی خوش و در صنعت تذهیب مهارت داشته . او راست : بر لب بام آمد آن مه گفت باید مردنت کآفتاب عمرت اینک بر لب بام آمده . (از قاموس الاعلا

معنی نسیه فروختن

نسیه فروختن . [ ن َس ْ / ن ِس ْ ی َ / ی ِ ف ُ ت َ ] (مص مرکب ) نسیه دادن .

معنی نسیم

نسیم . [ ن َ ] (اِخ ) اصغرعلی (خان ) شاه جهان آبادی . از پارسی گویان هند است . مؤلف صبح گلشن این بیت را به نام او ثبت کرده : اشکم غبار شسته ز دامان خاطرش بیهوده نیست گریه ٔ بی اختیار من . رجوع به تذ

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<