مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نسیلة


معنی نسیلة

نسیلة. [ ن َ ل َ ] (ع اِ) یک پر یا یک پاره از پشم افتاده . (از ناظم الاطباء). واحد نسیل است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به نسیل شود. || انگبین . (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). عسل چون گداخته شود و از موم جدا گردد. (از اقرب الموارد). (از المنجد). نسیل . (اقرب الموارد). || پسر. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ولد. (اقرب الموارد) (المنجد). || فتیله . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نسیلة اینجا را کلیک کنید

هم معنی نسیلة


ترجمه نسیلة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نسیلة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نسیسة

نسیسة. [ ن َ س َ ] (ع اِ) سخن چینی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نمیمة. سعایت . (اقرب الموارد) (از المنجد).ج ، نسائس . || فتنه انگیزی بین مردم . ایکال بین الناس . (از اقرب الموارد). || ت

معنی نسیغ

نسیغ. [ ن َ ] (ع اِ) خوی . عرق . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از المنجد) (از اقرب الموارد).

معنی نسیمی هروی

نسیمی هروی . [ ن َ می ِ هََ / هَِ رَ ] (اِخ ) به روایت مؤلف صبح گلشن در رمل مهارتی داشته است و در شعر دیوانی از خود گذاشته . او راست : مدام خانه ٔ چشمم ز آب دیده خراب است خراب چون نشود خانه ای که بر

معنی نسیمی

نسیمی . [ ن ِ ] (اِخ ) به روایت نظامی عروضی از شعرای دوره ٔ سلجوقی و از معاصران و ندیمان سلطان طغانشاه بن الب ارسلان است .

معنی نسیمی فرخاری

نسیمی فرخاری . [ ن َ می ِف َ ] (اِخ ) (ملا...) امیرعلیشیر نوائی نام او را در زمره ٔ «علمای اسلام که گاهی به نظم التفات می نمایند» ثبت کرده و آرد: ملانسیمی از ولایت فرخار است و دانشمند نیک است ، اما لو

معنی نسیمن

نسیمن . [ ن َ م َ ] (هزوارش ، اِ) به لغت زند و پازند، عبادت و نماز کردن . (از برهان قاطع) (آنندراج ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<