مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نسکة


معنی نسکة

نسکة. [ ن َ ک َ ] (ع مص ) پرستیدن . پارسا گردیدن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). نسک [ ن َ / ن ِ / ن ُ ]. مَنْسَک . (از اقرب الموارد) (از المنجد). نُسُک . (اقرب الموارد). نسوک . (المنجد). رجوع به نسک شود.

معنی نسکة- ترجمه نسکة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نسکة اینجا را کلیک کنید

هم معنی نسکة


ترجمه نسکة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نسکة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نسل

نسل . [ ن َ س َ ] (ع اِ) شیری که از انجیر سبز برآید. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آن شیر که بر سر پستان باقی بماند. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). باقی

معنی نسکا

نسکا. [ ن َ ] (اِ) زمین . ارض . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).

معنی نسک

نسک . [ ن َ ] (اِخ ) ده مرکزی دهستان نسک بخش شهداد شهرستان کرمان است و 55 تن جمعیت دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی نسک

نسک . [ ن ُ س ُ ] (ع اِ) ذبیحة. (از اقرب الموارد) (المنجد). قربانی یا خون . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || خون قربانی . (ناظم الاطباء). خون . || عبادت . (از اقرب الموارد) (المنجد). || هر حقی که خداوندت

معنی نسکبا

نسکبا. [ ن َ ] (اِ مرکب ) از: نسک (عدس ) + با (ابا، آش ). (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). آش عدس . (جهانگیری ). عدسیة. (دهار). آش عدس را گویند، چه نسک به معنی عدس و با به معنی آش است . (برهان قاطع) (آنن

معنی نسلان

نسلان . [ ن َ س َ ] (ع مص ) شتاب رفتن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از المنجد) (از اقرب الموارد). شتابیدن . (تاج المصادر بیهقی ). نَسْل .نَسَل . (المنجد) (از اقرب الموارد). || پوییدن گرگ . دویدن گرگ

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: