مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نجری


معنی نجری

نجری . [ ن َ را ] (ع ص ) شتر تشنه از خوردن تخم گیاه بری . (منتهی الارب ).

معنی نجری- ترجمه نجری برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نجری اینجا را کلیک کنید

هم معنی نجری


ترجمه نجری

حنجری: laryngeal
قسمت خنجری: manubrium
عمل خنجری: dagger operation


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نجری



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نجس

نجس . [ ن ُ ج ُ ] (ع اِ) معوذون . (اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به تنجس و منجِّس شود.

معنی نجز

نجز. [ ن َ ] (ع اِمص ) اسم است انجاز را، و گویند: انت علی نجز حاجتک ، به فتح یا ضم نون ؛ یعنی نزدیک به روائی حاجت خودی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (از المنجد). || نزدیکی به روائی [ حاجت ] . (لغتنا

معنی نجش

نجش . [ ن َ ] (ع مص ) موافقت کردن بایع را در مدح مبیع وقت فروختن وی آن را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از المنجد). || چیزی را از چیزی به زیادت بها خواستن تا دیگری درافتد. (منتهی الارب ) (از آنندراج ).

معنی نجر

نجر. [ ن َ ] (ع اِ) اصل هر چیزی . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). اصل . (اقرب الموارد) (المنجد). نِجار. نُجار. (المنجد). || نژاد. (منتهی الارب ). || حسب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاط

معنی نجع

نجع. [ ن ُ ج َ ] (ع اِ) ج ِ نجعة. رجوع به نجعة شود. || (مص ) گوارا بودن طعام و سود دادن خورنده را. (ازاقرب الموارد). || تأثیر کردن دارو، یا علف ، یا وعظ، یا خطابه در کسی . (از اقرب الموارد).

معنی نجش

نجش .[ ن َ ج َ ] (ع اِمص ) اسم است نَجْش را. (از المنجد) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به نَجْش شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: