مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نجاتی شیرازی


معنی نجاتی شیرازی

نجاتی شیرازی . [ ن ِ ی ِ شی ] (اِخ ) این دو بیت را مؤلف صبح گلشن (ص 504) به نام او ثبت کرده است : تا کار دل شکسته سامان ندهم من درد تو رابه هیچ درمان ندهم القصه که تا از غم تو جان ندهم دامان تو را ز دست آسان ندهم . در تذکره ٔ هفت اقلیم و سفینه ٔ خوشگو نیز نامی از او آمده .

معنی نجاتی شیرازی- ترجمه نجاتی شیرازی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نجاتی شیرازی اینجا را کلیک کنید

هم معنی نجاتی شیرازی


ترجمه نجاتی شیرازی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نجاتی شیرازی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نجاح

نجاح . [ ن َ ] (اِخ ) ملقب به المؤید. مملوک حبشی بود و به سال 412 هَ . ق . از طرف سلسله ٔ بنی زیاد به حکومت زبید رسید و تا سال 452 حکومت کرد. وی مؤسس سلسله ٔ بنی نجاح زبید است . رجوع به طبقات سلاطین

معنی نجادی

نجادی . [ ن ِ ] (اِخ ) از این شاعر محمدبن عمر رادویانی مؤلف ترجمان البلاغه درفصل «تفریق و تقسیم » (چ آتش ص 72) بیتی آورده است : نیست به خوبی رخانْت ماه ازیراک ماه به گرد رخت همیشه بتابد. و جز این از

معنی نجادة

نجادة. [ ن َ دَ ] (ع مص ) دلیر و مردانه گردیدن . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). نجدة. (منتهی الارب ). شجاع و درگذرنده بودن در اموری که دیگران از آن عاجزند. نجدة. (از المنجد).

معنی نجاتی نیشابوری

نجاتی نیشابوری . [ ن ِ ی ِ ن َ / ن ِ ] (اِخ )محمودبن عمر، ملقب به حمیدالدین و مکنی به ابوعبداﷲ. وی تاریخ عتبی را به سال 709 هَ . ق . شرح و ترجمه کرده و نیز رساله ای در عروض بنام «الکافیة فی العروض » ت

معنی نجاتی تبریزی

نجاتی تبریزی . [ ن ِ ی ِ ت َ ] (اِخ ) حیدر (مولانا...). مؤلف دانشمندان آذربایجان به نقل از تحفه ٔ سامی آرد: از خیابان شهر تبریز است ، خط نستعلیق را بد نمی نویسد، این مطلع از اوست : دست عشق آمد ز کوی

معنی نجات یافتن

نجات یافتن . [ ن َ / ن ِ ت َ ] (مص مرکب ) خلاص شدن . رها شدن . رستگار گشتن . آزاد شدن . (ناظم الاطباء). ابلال . بلول . رستن . رهیدن . رسته شدن : خلق یکسر روی زی ایشان نهاد کس به بت زآتش کجا یابد نجات

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: