مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نأث


معنی نأث

نأث . [ ن َءْث ْ ] (ع مص ) دور شدن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). دور شدن از چیزی . (از المنجد). || کوشیدن . (از منتهی الارب ). سعی . (از اقرب الموارد).کوشش کردن . (ناظم الاطباء). || (ص ) بطی ٔ. (اقرب الموارد) (المنجد): سعی نأثاً و منأثاً؛ ای سیراً بطیئاً. (اقرب الموارد) مِنْاءَث . (المنجد).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نأث اینجا را کلیک کنید

هم معنی نأث

اناث: 1 بانوان، زنان، نسوان 2 مادینگان 1 و رجال، مردان 2 نرینه‌ها
نسا: اناث، بانو، خانم، زن، همسر و رجل، مرد


ترجمه نأث

اناثی: female
اناث: females


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نأث


مناجات و پناه جستن به حق از فتنه‏ى اختیار و از فتنه‏ى اسباب اختیار که سماوات و ارضین از اختیار و از اسباب اختیار شکوهیدند و ترسیدند و خلقت آدمى مولع افتاد بر طلب اختیار و اسباب اختیار خویش چنان که بیمار باشد خود را اختیار کم بیند صحت خواهد که سبب اختیار ا ***
اولم این جزر و مد از تو رسید *** ور نه ساکن بود این بحر اى مجید
هم از آن جا کاین تردد دادیم *** بى‏تردد کن مرا هم از کرم‏
ابتلایم مى‏کنى آه الغیاث *** اى ذکور از ابتلایت چون اناث‏
تا به کى این ابتلا یا رب مکن *** مذهبى‏ام بخش و ده مذهب مکن‏
اشترى‏ام لاغرى و پشت ریش *** ز اختیار همچو پالان شکل خویش‏
این کجاوه گه شود این سو گران *** آن کجاوه گه شود آن سو کشان‏
بفکن از من حمل ناهموار را *** تا ببینم روضه‏ى ابرار را
همچو آن اصحاب کهف از باغ جود *** مى‏چرم ایقاظ نى بل هم رقود
خفته باشم بر یمین یا بر یسار *** بر نگردم جز چو گو بى‏اختیار


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ناجایگاه

ناجایگاه . (ص مرکب ، اِ مرکب ) بی جا.(ناظم الاطباء). نابجا. که بجای خود نبود. ناجایگه . نه بجای خود. که بر مکان خود نباشد. در غیر موضع. بی مورد: ظلم ، به ناجایگاه نهادن چیزی را. (منتهی الارب ): و هر س

معنی ناتیه

ناتیه . [ ی ِ ](اِخ ) ژان - مارک . نقاش صورت ساز معروف فرانسوی است که در پاریس به سال 1685 م . بدنیا آمده و در سال 1766 م . از دنیا رفته است .

معنی ناتوریسم

ناتوریسم . (فرانسوی ، اِ) بر آن عده از مذاهب ابتدائی اطلاق میگردد که برای مظاهر طبیعت مانند آسمان ، آفتاب ، ماه ، آتش و کوهها و غیره شخصیت و احترام قائل هستند. ناتوریسم تقریباً بشکل ابتدائی و خالص د

معنی نأج

نأج . [ ن َءْج ْ ] (ع مص ) زاری و تضرع کردن به درگاه خدا: نأج نأجاً الی اﷲ؛ صاح و تضرع . (معجم متن اللغة). || بانگ کردن گاو. نُؤاج : ناءَج َ الثورُ نأجاً و نُؤاجاً؛ خارَ. (المنجد). || به تأخیر

معنی ناجاویده

ناجاویده . [ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) نخائیده .ناخائیده . نجویده . مضغ نشده . رجوع به نجویده شود.

معنی ناجانور

ناجانور. [ ن َ / ن ِ / ن ْ وَ ] (ص مرکب ) بی جان . که جان ندارد. غیر ذیروح . که حیات و زندگی ندارد. مقابل جانوربه معنی حیوان و زنده و ذیروح و جاندار : برآورد از آن وهم پیکر میان یکی زرد گویای ناجانو

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: