مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نامی دهلوی


معنی نامی دهلوی

نامی دهلوی . [ ی ِ دِ ل َ ] (اِخ ) بلدیوسنگه ٔ دهلوی . از پارسی گویان هند است و مؤلف تذکره ٔ نگارستان سخن این بیت را از او آورده است : آن رند خردسوزم کز مستی و مدهوشی در کعبه پرستم بت ، در دیر نماز آرم .

معنی نامی دهلوی- ترجمه نامی دهلوی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نامی دهلوی اینجا را کلیک کنید

هم معنی نامی دهلوی


ترجمه نامی دهلوی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نامی دهلوی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نامی سبزواری

نامی سبزواری . [ ی ِ س َ ] (اِخ ) در قرن نهم میزیسته است و تفنن را شعری میگفته . امیر علیشیر نوائی وی را چنین توصیف کرده است : در صنعت خط و انشا بی مثل و نظیر است و جوانی صافی دل و روشن ضمیر ولیکن بسی

معنی نامی کشمیری

نامی کشمیری . [ ی ِ ک ِ ] (اِخ ) از پارسی گویان هند است و مؤلف صبح گلشن این دو بیت را از او آورده است : هرگز دلم به غیر تو مایل نمیشود وز دیده نقش روی تو زایل نمیشود دستم بریده باد چه کار آیدم بگو در

معنی نامیخته

نامیخته . [ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) نیامیخته . خالص . غیرمخلوط. ناآمیخته . مقابل آمیخته . رجوع به آمیخته شود. || مقابل میخته . رجوع به میخته شود.

معنی نامیختن

نامیختن . [ ت َ ] (مص منفی ) نیامیختن . ناآمیختن . مقابل آمیختن . || نه میختن . نشاشیدن . مقابل میختن .

معنی نامیزیدنی

نامیزیدنی . [ دَ ] (ص لیاقت ) ناآمیزیدنی . ناآمیختنی . که قابل آمیختن و آمیزش نیست .

معنی نامی خیرآبادی

نامی خیرآبادی . [ ی ِ خ َ ] (اِخ ) (مولوی حاجی ...) تراب علی ،متخلص به نامی . از پارسی گویان هند است و به روایت مؤلف تذکره ٔ نتایج الافکار: در خیرآباد لکهنو تولد یافت ، سپس به کلکته رفت و از آنجا سفر

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: