مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناصرآباد


معنی ناصرآباد

ناصرآباد. [ ص ِ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان صوغان بخش بافت شهرستان سیرجان . در 195هزارگزی جنوب شرقی بافت و 3هزارگزی شمال راه فرعی کهنوج به دولت آباد واقع است و 18 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ص 407).

معنی ناصرآباد- ترجمه ناصرآباد برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناصرآباد اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناصرآباد


ترجمه ناصرآباد


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناصرآباد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ناصرالاطروش

ناصرالاطروش . [ ص ِ رُل ْ اُ ] (اِخ ) حسن بن علی بن حسن بن علی بن عمران شرف بن علی زین العابدین بن حسین بن علی بن ابی طالب ، مکنی به ابومحمد و ملقب به ناصرالحق و ناصرالدین و ناصر کبیر. وی از ملوک طبرس

معنی ناصرآباد

ناصرآباد.[ ص ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سعیدآباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان . در 12هزارگزی مغرب سعیدآباد بر سر راه مالرو زیدآباد به کریم آباد واقع است و 20 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران

معنی ناصرالاموی

ناصرالاموی . [ ص ِ رُل ْ اُ م َ ] (اِخ ) (الَ ...) (300-350 هَ . ق .) عبدالرحمن بن محمد، فرمانروای اندلسی است . رجوع به تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ص 356 شود. و نیز رجوع به عبدالرحمان بن محمد در هم

معنی ناصرالدیلمی

ناصرالدیلمی . [ ص ِ رُدْ دَ ل َ ] (اِخ ) رجوع به ناصربن حسین شود.

معنی ناصرالدولة

ناصرالدولة. [ ص ِ رُدْ دَ ل َ ] (اِخ ) حسین الحمدانی ، مکنی به ابوعلی از امرای بنی مرداس حلب است .وی به سال 450 امارت یافت . (از معجم الانساب ص 204).

معنی ناصرالایوبی

ناصرالایوبی . [ ص ِ رُل ْ اَ ی ْ یو ] (اِخ ) لقب داودبن عیسی است . رجوع به داودبن عیسی شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: