مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناجذ


معنی ناجذ

ناجذ. [ ج ِ ] (ع اِ) دندان خِرَد. (دهار) (مهذب الاسماء). دندان سپسین . (ناظم الاطباء). دندان سپسین همه . دندان عقل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). دندان عقل . ج ، نواجذ. و آن چهار دندان است مر انسان را و آن را دندان بلوغ نیز گویند بدانجهت که بعد از بلوغ و کمال عقل برآید. (منتهی الارب ) (آنندراج ) . و نیز رجوع به نواجذ شود. || عض علی ناجذه ؛ بلغ اشده ، یعنی به کمال بلوغ رسید. (ناظم الاطباء). و استحکام یافت . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || عض الرجل علی ناجذیه ؛ صبر. || ابدت الحرب ناجذیها؛ اشتدت . (المنجد).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناجذ اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناجذ


ترجمه ناجذ


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناجذ



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ناجم

ناجم . [ ج ِ ] (اِخ ) (الَ ...) سعیدبن حسن بن شداد المسمعی مکنی به ابوعثمان و معروف به ناجم از شاعران عرب است . وی معاصر و مصاحب ابن رومی بود و اغلب اشعار او را روایت میکرد. شاعری فاضل بود و به سال 31

معنی ناجلة

ناجلة. [ ج ِ ل َ ] (ع ص ) تأنیث ناجل . ج ، ناجلات و نواجل .

معنی ناجر

ناجر. [ ج ِ ] (ع اِ) هر ماهی از ماههای تابستان زیرا شتر در این ماهها تشنه میشود. (المنجد). ماه رجب یا ماه صفر و هر ماهی که در تابستان آید بوقت تشنگی شتر. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ماهی

معنی ناجس

ناجس . [ ج ِ ] (ع ص ) بیماری که روی بهی ندارد. (آنندراج ). دردی که از آن خلاص نتوان یافت . (شمس اللغات ). نجیس . (منتهی الارب ). نجس . (المنجد). آن درد که از آن به نشود. (مهذب الاسماء). بیماریی که بیم

معنی ناجسته

ناجسته . [ ج ُ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) نجسته . جستجو نکرده . طلب نکرده . نطلبیده . در پی جست و جو برنیامده : ناجسته به آن چیز که آن با تو نماند بشنو سخن خوب و مکن کار به صفرا. ناصرخسرو. در جستجوی

معنی ناجخة

ناجخة. [ ج ِ خ َ ] (ع ص ) تأنیث ناجخ . || (اِ) ناجخةالماء؛ صوته . (اقرب الموارد). آوای آب .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<