مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناجاویده


معنی ناجاویده

ناجاویده . [ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) نخائیده .ناخائیده . نجویده . مضغ نشده . رجوع به نجویده شود.

معنی ناجاویده- ترجمه ناجاویده برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناجاویده اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناجاویده


ترجمه ناجاویده


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناجاویده



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ناثر

ناثر. [ ث ِ ] (ع ص ) گوسفندی که از بینی وی کرم مانندی برآید. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آن گوسفند که چون سرفد چیزی از بینی وی بیفتد. (مهذب الاسماء). الشاة تطرح من انفها کالدود. (اقرب الموارد). || گوسپ

معنی ناجح

ناجح . [ ج ِ ] (اِخ ) ابن خادربن ثمودبن ادهم بن سام بن نوح . در تاریخ گزیده ص 29 نام وی ضمن شرح نسبت صالح [ از فرزندان او ] آمده است .

معنی ناجذ

ناجذ. [ ج ِ ] (ع اِ) دندان خِرَد. (دهار) (مهذب الاسماء). دندان سپسین . (ناظم الاطباء). دندان سپسین همه . دندان عقل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). دندان عقل . ج ، نواجذ. و آن چهار دندان است مر انسان را و

معنی ناج

ناج . (اِ) ناژ. ناجو. (ناظم الاطباء). ناژو. رجوع به ناجو شود.

معنی ناجره

ناجره . [ ج ِ رَ ] (اِخ ) شهری است در جانب شرقی اندلس از توابع تطیله . (قاموس الاعلام ). و آن امروز به دست فرنگان است . (معجم البلدان ).

معنی ناجایز

ناجایز. [ ی ِ ] (ص مرکب ) ناروا. (آنندراج ). ناروا. نامشروع . ناشایسته . نابایسته . (ناظم الاطباء). که جایز نبود. که روا نباشد.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: