مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناجاویده


معنی ناجاویده

ناجاویده . [ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) نخائیده .ناخائیده . نجویده . مضغ نشده . رجوع به نجویده شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناجاویده اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناجاویده


ترجمه ناجاویده


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناجاویده



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ناجره

ناجره . [ ج ِ رَ ] (اِخ ) شهری است در جانب شرقی اندلس از توابع تطیله . (قاموس الاعلام ). و آن امروز به دست فرنگان است . (معجم البلدان ).

معنی ناجرمک

ناجرمک . [ ج ُ م َ ] (اِ) در بتکده نشین . (رشیدی ) (جهانگیری ). معتکف در بتخانه و بتکده . (ناظم الاطباء). || در بتکده نشستن و اطاعت کردن . (آنندراج ) (انجمن آرا). در بتکده و بتخانه نشستن . (برهان قا

معنی نأج

نأج . [ ن َءْج ْ ] (ع مص ) زاری و تضرع کردن به درگاه خدا: نأج نأجاً الی اﷲ؛ صاح و تضرع . (معجم متن اللغة). || بانگ کردن گاو. نُؤاج : ناءَج َ الثورُ نأجاً و نُؤاجاً؛ خارَ. (المنجد). || به تأخیر

معنی ناجایگه

ناجایگه . [ گ َه ْ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) ناجایگاه . در غیر موضع و مورد : ستایش تو کنم خویشتن ستوده بوم که رخت بخت به ناجایگه نیفکندم . سوزنی .

معنی ناجذ

ناجذ. [ ج ِ ] (ع اِ) دندان خِرَد. (دهار) (مهذب الاسماء). دندان سپسین . (ناظم الاطباء). دندان سپسین همه . دندان عقل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). دندان عقل . ج ، نواجذ. و آن چهار دندان است مر انسان را و

معنی ناثی

ناثی . (ع ص ) غیبت کننده . مغتاب . (المنجد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: