مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناثل


معنی ناثل

ناثل . [ث ِ ] (اِخ ) بطن من بنی زید. (صبح الاعشی ج 1 ص 331).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناثل اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناثل


ترجمه ناثل


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناثل



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ناجای

ناجای . (ص مرکب ) بی موقع. بی جای . (ناظم الاطباء). که نه بجای بود. || بی فایده . بی حاصل . (ناظم الاطباء).

معنی ناتیه

ناتیه . [ ی ِ ](اِخ ) ژان - مارک . نقاش صورت ساز معروف فرانسوی است که در پاریس به سال 1685 م . بدنیا آمده و در سال 1766 م . از دنیا رفته است .

معنی ناجایز

ناجایز. [ ی ِ ] (ص مرکب ) ناروا. (آنندراج ). ناروا. نامشروع . ناشایسته . نابایسته . (ناظم الاطباء). که جایز نبود. که روا نباشد.

معنی ناج

ناج . [ جِن ْ ] (ع ص ) باد زودرو. (مهذب الاسماء). || بعیر ناج ؛ شتر تیز رونده . ج ، نواجی . (ناظم الاطباء).

معنی ناث

ناث . [ ناث ث ] (ع ص ) غیبت کننده . (ناظم الاطباء). ج ، نثاث . رجوع به ناثی شود.

معنی ناتوریست

ناتوریست . (فرانسوی ، ص ) پیرو ناتوریسم . رجوع به ناتوریسم شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: