مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناثل


معنی ناثل

ناثل . [ث ِ ] (اِخ ) بطن من بنی زید. (صبح الاعشی ج 1 ص 331).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناثل اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناثل


ترجمه ناثل


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناثل



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ناتیة

ناتیة. [ ی َ ] (ع ص ) تأنیث ناتی . رجوع به ناتی و ناتئه شود.

معنی ناجای

ناجای . (ص مرکب ) بی موقع. بی جای . (ناظم الاطباء). که نه بجای بود. || بی فایده . بی حاصل . (ناظم الاطباء).

معنی ناجایگه

ناجایگه . [ گ َه ْ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) ناجایگاه . در غیر موضع و مورد : ستایش تو کنم خویشتن ستوده بوم که رخت بخت به ناجایگه نیفکندم . سوزنی .

معنی ناتوریسم

ناتوریسم . (فرانسوی ، اِ) بر آن عده از مذاهب ابتدائی اطلاق میگردد که برای مظاهر طبیعت مانند آسمان ، آفتاب ، ماه ، آتش و کوهها و غیره شخصیت و احترام قائل هستند. ناتوریسم تقریباً بشکل ابتدائی و خالص د

معنی ناجایز

ناجایز. [ ی ِ ] (ص مرکب ) ناروا. (آنندراج ). ناروا. نامشروع . ناشایسته . نابایسته . (ناظم الاطباء). که جایز نبود. که روا نباشد.

معنی ناثل

ناثل . [ ث ِ ] (اِخ )یا ناتل ، اسب ربیعةبن مالک است . (از منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: