مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناثل


معنی ناثل

ناثل . [ ث ِ ] (اِخ )یا ناتل ، اسب ربیعةبن مالک است . (از منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناثل اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناثل


ترجمه ناثل


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناثل



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نأج

نأج . [ ن َءْج ْ ] (ع مص ) زاری و تضرع کردن به درگاه خدا: نأج نأجاً الی اﷲ؛ صاح و تضرع . (معجم متن اللغة). || بانگ کردن گاو. نُؤاج : ناءَج َ الثورُ نأجاً و نُؤاجاً؛ خارَ. (المنجد). || به تأخیر

معنی ناجخة

ناجخة. [ ج ِ خ َ ] (ع ص ) تأنیث ناجخ . || (اِ) ناجخةالماء؛ صوته . (اقرب الموارد). آوای آب .

معنی ناتوریست

ناتوریست . (فرانسوی ، ص ) پیرو ناتوریسم . رجوع به ناتوریسم شود.

معنی ناجح

ناجح . [ ج ِ ] (اِخ ) ابن خادربن ثمودبن ادهم بن سام بن نوح . در تاریخ گزیده ص 29 نام وی ضمن شرح نسبت صالح [ از فرزندان او ] آمده است .

معنی ناجاویده

ناجاویده . [ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) نخائیده .ناخائیده . نجویده . مضغ نشده . رجوع به نجویده شود.

معنی ناتوریسم

ناتوریسم . (فرانسوی ، اِ) بر آن عده از مذاهب ابتدائی اطلاق میگردد که برای مظاهر طبیعت مانند آسمان ، آفتاب ، ماه ، آتش و کوهها و غیره شخصیت و احترام قائل هستند. ناتوریسم تقریباً بشکل ابتدائی و خالص د

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: