مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناثر


معنی ناثر

ناثر. [ ث ِ ] (ع ص ) گوسفندی که از بینی وی کرم مانندی برآید. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آن گوسفند که چون سرفد چیزی از بینی وی بیفتد. (مهذب الاسماء). الشاة تطرح من انفها کالدود. (اقرب الموارد). || گوسپند عطسه زننده . (شمس اللغات ). || نثرنویس . مقابل شاعر. (فرهنگ نظام ). خلاف الناظم . (اقرب الموارد). || پراکنده کننده . (ناظم الاطباء). اسم فاعل از نثر. (اقرب الموارد). || النخلة تنفض بُسرها. (اقرب الموارد). درخت خرما که میوه برفشاند.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناثر اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناثر


ترجمه ناثر


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناثر



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نأث

نأث . [ ن َءْث ْ ] (ع مص ) دور شدن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). دور شدن از چیزی . (از المنجد). || کوشیدن . (از منتهی الارب ). سعی . (از اقرب الموارد).کوشش کردن . (ناظم ا

معنی ناتورپ

ناتورپ . [ت ُ] (اِخ ) پول . فیلسوف آلمانی که به سال 1854 در شهردوسلدورف بدنیا آمده و در سال 1915 از دنیا رفته است . وی یکی از فیلسوفان و هواداران نئوکانتیسم است .

معنی ناجح

ناجح . [ ج ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از نجح . رجوع به نجح شود. || کار سهل و آسان . (آنندراج ) (منتهی الارب ). || مرد پیروز. (آنندراج ) (منتهی الارب ). مرد پیروزمند. (ناظم الاطباء). || سیر سریع. (ناظم الاطب

معنی ناثل

ناثل . [ ث ِ ] (اِخ )یا ناتل ، اسب ربیعةبن مالک است . (از منتهی الارب ).

معنی ناجایز

ناجایز. [ ی ِ ] (ص مرکب ) ناروا. (آنندراج ). ناروا. نامشروع . ناشایسته . نابایسته . (ناظم الاطباء). که جایز نبود. که روا نباشد.

معنی ناجایگاه

ناجایگاه . (ص مرکب ، اِ مرکب ) بی جا.(ناظم الاطباء). نابجا. که بجای خود نبود. ناجایگه . نه بجای خود. که بر مکان خود نباشد. در غیر موضع. بی مورد: ظلم ، به ناجایگاه نهادن چیزی را. (منتهی الارب ): و هر س

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: