مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناتورالیسم


معنی ناتورالیسم

ناتورالیسم . (فرانسوی ، اِ) بر مذهبی فلسفی و چند مکتب ادبی و هنری اطلاق می شود. || در ادبیات و هنرهای زیبا: مکتبی است که به تقلید دقیق و موبه موی طبیعت توجه دارد و معتقد است که باید طبیعت را حتی الامکان مطابق با واقع و چنانکه هست توصیف و مجسم کرد. «گوستاو فلوبر» از پایه گذاران و پیشروان ناتورالیسم ادبی است . «امیل زولا» و «گی دو موپاسان » از مؤسسان ومعاریف این مکتب اند. || در پزشکی : شیوه ای است که طبیعت را مایه بخش مداوا و شفای امراض میداند. || در فلسفه : مکتبی است که معتقد به قدرت محض طبیعت است و طبیعت را مأمور و محکوم قدرت و نظام بالاتری نمیداند و وجود یک خالق و نظام عالی را در طبیعت انکار میکند و طبیعت را بخودی خود موجود میداند. مکتب ناتورالیسم دو شاخه میشود: یکی ماتریالیسم یا مذهب مادی و دیگر مذهب وحدت وجود. پیروان ناتورالیسم دخالت خدا را در امور دنیا انکار میکنند. عکس این مذهب را سورناتورالیسم مینامند. ناتورالیسم بعنوان یک مکتب کفر و الحاد از طرف کلیسا طرد شده است .

معنی ناتورالیسم- ترجمه ناتورالیسم برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناتورالیسم اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناتورالیسم

طبیعت‌گرایی : ناتورالیسم


ترجمه ناتورالیسم

سبک ناتورالیسم: naturalism


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناتورالیسم



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ناتوان بین

ناتوان بین . [ ت َ ] (نف مرکب ) حاسد زیرا که کسی را توانا دیدن نمیتواند. (غیاث ). رشکین . حسود. بدخواه . (ناظم الاطباء) : چشم او دید دست من بوسید آن که میگفت ناتوان بین است . میرزا عبدالغنی قبول (از

معنی ناثر

ناثر. [ ث ِ ] (ع ص ) گوسفندی که از بینی وی کرم مانندی برآید. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آن گوسفند که چون سرفد چیزی از بینی وی بیفتد. (مهذب الاسماء). الشاة تطرح من انفها کالدود. (اقرب الموارد). || گوسپ

معنی ناتیه

ناتیه . [ ی ِ ](اِخ ) ژان - مارک . نقاش صورت ساز معروف فرانسوی است که در پاریس به سال 1685 م . بدنیا آمده و در سال 1766 م . از دنیا رفته است .

معنی نأج

نأج . [ ن َءْج ْ ] (ع مص ) زاری و تضرع کردن به درگاه خدا: نأج نأجاً الی اﷲ؛ صاح و تضرع . (معجم متن اللغة). || بانگ کردن گاو. نُؤاج : ناءَج َ الثورُ نأجاً و نُؤاجاً؛ خارَ. (المنجد). || به تأخیر

معنی ناتوانائی

ناتوانائی . [ ت َ] (حامص مرکب ) صفت ناتوانا. رجوع به ناتوانا شود.

معنی ناتیة

ناتیة. [ ی َ ] (ع ص ) تأنیث ناتی . رجوع به ناتی و ناتئه شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: