مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناتوانندگی


معنی ناتوانندگی

ناتوانندگی . [ ت َ ن َن ْ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) ناتوانی .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناتوانندگی اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناتوانندگی


ترجمه ناتوانندگی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناتوانندگی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ناتوار

ناتوار. (اِخ ) (1700 - 1777 م .) شارل ژوزف . از نقاشان فرانسوی است .

معنی ناتوریست

ناتوریست . (فرانسوی ، ص ) پیرو ناتوریسم . رجوع به ناتوریسم شود.

معنی ناتورالیست

ناتورالیست . (فرانسوی ، ص ) طبیعی دان و محقق در تاریخ طبیعی . || کسی که حیوانات را برای گردآوری در کلکسیون آماده میسازد. || نویسنده ای که پیرو مکتب ناتورالیسم باشد و به سبک آن چیز نویسد. پیرو مکتب ا

معنی ناتوانانواز

ناتوانانواز. [ ت َن َ ] (نف مرکب ) کسی که مینوازد مردمان ضعیف و ناتوان را. || (اِخ ) خداوند عالم جل شأنه که یاری میکند درماندگان را. (ناظم الاطباء) : جهان آفرین ایزد کارساز توانا کن و ناتوانانواز.

معنی ناثی

ناثی . (ع ص ) غیبت کننده . مغتاب . (المنجد).

معنی ناتو

ناتو. [ ت َ / ت ُ ] (ص مرکب ) ناموافق و سخت . (فرهنگ نظام ). که نتابد. بد. (یادداشت مؤلف ). در تداول عام ، ناقلا. خطرناک . موذی .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: