مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناتواننده


معنی ناتواننده

ناتواننده . [ ت َ ن َن ْ دَ / دِ ] (نف مرکب )غیر قادر. نتواننده . ناتوان . رجوع به ناتوان شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناتواننده اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناتواننده


ترجمه ناتواننده


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناتواننده



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ناتوان بین

ناتوان بین . [ ت َ ] (نف مرکب ) حاسد زیرا که کسی را توانا دیدن نمیتواند. (غیاث ). رشکین . حسود. بدخواه . (ناظم الاطباء) : چشم او دید دست من بوسید آن که میگفت ناتوان بین است . میرزا عبدالغنی قبول (از

معنی ناتوان

ناتوان . [ ت َ ] (ص مرکب ) علیل . بیمار. (ناظم الاطباء). مریض . رنجور. دردمند : بادا دل محبش همواره با نشاط بادا تن عدویش پیوسته ناتوان . فرخی . هر چند ناتوانیم از این علت . (تاریخ بیهقی ص 517). ام

معنی ناتوانی

ناتوانی .[ ت َ ] (حامص مرکب ) مرض . علت . بیماری . رنجوری . دردمندی . ناتندرستی . علیل بودن . صفت ناتوان : وز آن ناتوانی که آمد به سام که بیماری آورد ما را به دام . فردوسی . بیماری که اشارت طبیب ر

معنی ناتوان گیر

ناتوان گیر. [ ت َ] (نف مرکب ) ظالم . ستمکار. آن که درماندگان را میگیرد و بر آنها ستم میکند. (ناظم الاطباء). زیردست آزار.آن که به افتادگان و ناتوانان ستم کند : اگر چه شیوه ٔ بهتر ز دستگیری نیست مگیر

معنی ناتوانا

ناتوانا. [ ت َ ] (ص مرکب ) ناتوان . عاجز. ضعیف . درمانده . مقابل توانا. و رجوع به ناتوان شود : ز سرگین خر عیسی ببندم رعاف جاثلیق ناتوانا. خاقانی . جهان آفرین ایزد کارساز توانا کن و ناتوانانواز. ن

معنی ناتی

ناتی . (ع ص ) بلند شده و آماس کرده و بلند برآمده . (ناظم الاطباء). بلند برآینده و بلند. (آنندراج ) (منتهی الارب ). برجسته . برآمده . غنبیده . ورغلنبیده . (یادداشت مؤلف ). الناتی ُٔ: اسم فاعل ، یقال «

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: