مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناتوانا


معنی ناتوانا

ناتوانا. [ ت َ ] (ص مرکب ) ناتوان . عاجز. ضعیف . درمانده . مقابل توانا. و رجوع به ناتوان شود : ز سرگین خر عیسی ببندم رعاف جاثلیق ناتوانا. خاقانی . جهان آفرین ایزد کارساز توانا کن و ناتوانانواز. نظامی .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناتوانا اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناتوانا


ترجمه ناتوانا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناتوانا

سخن جبران خلیل جبران: بخشش زودگذر توانگران بر تهیدستان تلخ است و همدردی نیرومندان با ناتوانان، بی ارزش؛ چرا كه یادآور برتری آنان است.
سخن نیچه: اگر دانش ما تا این اندازه به بی طرف بودن خود می نازد، از آن رو است كه جز كنجكاوی ناسالمِ ناتوانان چیز دیگری ندارد.
سخن نیچه: اگر دانش ما تا این اندازه به بی طرف بودن خود می نازد، از آن رو است كه جز كنجكاوی ناسالمِ ناتوانان چیز دیگری ندارد.


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ناتوانی

ناتوانی .[ ت َ ] (حامص مرکب ) مرض . علت . بیماری . رنجوری . دردمندی . ناتندرستی . علیل بودن . صفت ناتوان : وز آن ناتوانی که آمد به سام که بیماری آورد ما را به دام . فردوسی . بیماری که اشارت طبیب ر

معنی ناتی

ناتی . (ع ص ) بلند شده و آماس کرده و بلند برآمده . (ناظم الاطباء). بلند برآینده و بلند. (آنندراج ) (منتهی الارب ). برجسته . برآمده . غنبیده . ورغلنبیده . (یادداشت مؤلف ). الناتی ُٔ: اسم فاعل ، یقال «

معنی ناتوانائی

ناتوانائی . [ ت َ] (حامص مرکب ) صفت ناتوانا. رجوع به ناتوانا شود.

معنی ناتورپ

ناتورپ . [ت ُ] (اِخ ) پول . فیلسوف آلمانی که به سال 1854 در شهردوسلدورف بدنیا آمده و در سال 1915 از دنیا رفته است . وی یکی از فیلسوفان و هواداران نئوکانتیسم است .

معنی ناتوانانواز

ناتوانانواز. [ ت َن َ ] (نف مرکب ) کسی که مینوازد مردمان ضعیف و ناتوان را. || (اِخ ) خداوند عالم جل شأنه که یاری میکند درماندگان را. (ناظم الاطباء) : جهان آفرین ایزد کارساز توانا کن و ناتوانانواز.

معنی ناتوار

ناتوار. (اِخ ) (1700 - 1777 م .) شارل ژوزف . از نقاشان فرانسوی است .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: