مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناتوانا


معنی ناتوانا

ناتوانا. [ ت َ ] (ص مرکب ) ناتوان . عاجز. ضعیف . درمانده . مقابل توانا. و رجوع به ناتوان شود : ز سرگین خر عیسی ببندم رعاف جاثلیق ناتوانا. خاقانی . جهان آفرین ایزد کارساز توانا کن و ناتوانانواز. نظامی .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناتوانا اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناتوانا


ترجمه ناتوانا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناتوانا

سخن جبران خلیل جبران: بخشش زودگذر توانگران بر تهیدستان تلخ است و همدردی نیرومندان با ناتوانان، بی ارزش؛ چرا كه یادآور برتری آنان است.
سخن نیچه: اگر دانش ما تا این اندازه به بی طرف بودن خود می نازد، از آن رو است كه جز كنجكاوی ناسالمِ ناتوانان چیز دیگری ندارد.
سخن نیچه: اگر دانش ما تا این اندازه به بی طرف بودن خود می نازد، از آن رو است كه جز كنجكاوی ناسالمِ ناتوانان چیز دیگری ندارد.


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ناتیه

ناتیه . [ ی ِ ](اِخ ) ژان - مارک . نقاش صورت ساز معروف فرانسوی است که در پاریس به سال 1685 م . بدنیا آمده و در سال 1766 م . از دنیا رفته است .

معنی ناتوریسم

ناتوریسم . (فرانسوی ، اِ) بر آن عده از مذاهب ابتدائی اطلاق میگردد که برای مظاهر طبیعت مانند آسمان ، آفتاب ، ماه ، آتش و کوهها و غیره شخصیت و احترام قائل هستند. ناتوریسم تقریباً بشکل ابتدائی و خالص د

معنی ناتیة

ناتیة. [ ی َ ] (ع ص ) تأنیث ناتی . رجوع به ناتی و ناتئه شود.

معنی ناتندرستی

ناتندرستی . [ ت َ دُ رُ ] (حامص مرکب ) ناتوانی . بیماری . رنجوری . مریضی . دردمندی . از پا افتادگی . ضعف . علت . علیلی : چو کاهل بود مرد برنا به کار از او سیر گردد دل روزگار. نماند ز ناتندرستی جوان

معنی ناتورپ

ناتورپ . [ت ُ] (اِخ ) پول . فیلسوف آلمانی که به سال 1854 در شهردوسلدورف بدنیا آمده و در سال 1915 از دنیا رفته است . وی یکی از فیلسوفان و هواداران نئوکانتیسم است .

معنی ناتوریست

ناتوریست . (فرانسوی ، ص ) پیرو ناتوریسم . رجوع به ناتوریسم شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: