مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناتوانانواز


معنی ناتوانانواز

ناتوانانواز. [ ت َن َ ] (نف مرکب ) کسی که مینوازد مردمان ضعیف و ناتوان را. || (اِخ ) خداوند عالم جل شأنه که یاری میکند درماندگان را. (ناظم الاطباء) : جهان آفرین ایزد کارساز توانا کن و ناتوانانواز. نظامی .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناتوانانواز اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناتوانانواز


ترجمه ناتوانانواز


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناتوانانواز



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ناتوان گیر

ناتوان گیر. [ ت َ] (نف مرکب ) ظالم . ستمکار. آن که درماندگان را میگیرد و بر آنها ستم میکند. (ناظم الاطباء). زیردست آزار.آن که به افتادگان و ناتوانان ستم کند : اگر چه شیوه ٔ بهتر ز دستگیری نیست مگیر

معنی ناثل

ناثل . [ث ِ ] (اِخ ) بطن من بنی زید. (صبح الاعشی ج 1 ص 331).

معنی ناتورالیسم

ناتورالیسم . (فرانسوی ، اِ) بر مذهبی فلسفی و چند مکتب ادبی و هنری اطلاق می شود. || در ادبیات و هنرهای زیبا: مکتبی است که به تقلید دقیق و موبه موی طبیعت توجه دارد و معتقد است که باید طبیعت را حتی الا

معنی ناتوان

ناتوان . [ ت َ ] (ص مرکب ) علیل . بیمار. (ناظم الاطباء). مریض . رنجور. دردمند : بادا دل محبش همواره با نشاط بادا تن عدویش پیوسته ناتوان . فرخی . هر چند ناتوانیم از این علت . (تاریخ بیهقی ص 517). ام

معنی ناثی

ناثی . (ع ص ) غیبت کننده . مغتاب . (المنجد).

معنی ناتنی

ناتنی . [ ت َ ] (ص نسبی ) ابی تنها. امی تنها. برادرندر. خواهرندر. - خواهر یا برادر ناتنی ؛ که با تو از یک پدر است و ازیک مادر نیست . که با تو از یک مادر است و از یک پدرنیست . ناخواهری . نابرادری .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: