مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناتنومندی


معنی ناتنومندی

ناتنومندی . [ ت َ م َ ] (حامص مرکب ) ضعیفی . ناتوانی . نانیرومندی . نداشتن عدت و آلت کار : بازماندم ز ناتنومندی از کله داری و کمربندی . نظامی .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناتنومندی اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناتنومندی


ترجمه ناتنومندی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناتنومندی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ناتمام عیار

ناتمام عیار. [ ت َ ] (ص مرکب ) صفت زر و سیم مغشوش و ناسره . که عیارش تمام نیست : به سوق صیرفیان در حکیم را آن به که بر محک نزند سیم ناتمام عیار. سعدی .

معنی ناتمامی

ناتمامی . [ ت َ ] (حامص مرکب ) نقصان و قصور. (ناظم الاطباء). ناتمام بودن . ناقص بودن . کامل نبودن . صفت ناتمام : بدرتمام روزی در آفتاب رویت گر بنگرد بیارد اقرار ناتمامی . سعدی . غمز و نمامی چون اظ

معنی ناتورپ

ناتورپ . [ت ُ] (اِخ ) پول . فیلسوف آلمانی که به سال 1854 در شهردوسلدورف بدنیا آمده و در سال 1915 از دنیا رفته است . وی یکی از فیلسوفان و هواداران نئوکانتیسم است .

معنی ناتلی

ناتلی . [ ت ِ ] (اِخ ) ابوعبدابراهیم بن حسین الناتلی از مشاهیر رجال قرن چهارم شاگرد ابوالفرج بن الطیب و استاد ابوعلی سینا بود که در منطق و ادبیات دست داشت ... ناتلی کتابی در کمیت عمر طبیعی نیز نوشت .

معنی ناتوانا

ناتوانا. [ ت َ ] (ص مرکب ) ناتوان . عاجز. ضعیف . درمانده . مقابل توانا. و رجوع به ناتوان شود : ز سرگین خر عیسی ببندم رعاف جاثلیق ناتوانا. خاقانی . جهان آفرین ایزد کارساز توانا کن و ناتوانانواز. ن

معنی ناتورالیسم

ناتورالیسم . (فرانسوی ، اِ) بر مذهبی فلسفی و چند مکتب ادبی و هنری اطلاق می شود. || در ادبیات و هنرهای زیبا: مکتبی است که به تقلید دقیق و موبه موی طبیعت توجه دارد و معتقد است که باید طبیعت را حتی الا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: