مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناارزانی


معنی ناارزانی

ناارزانی . [ اَ ] (ص مرکب ) طالح ، مقابل صالح . ناسزا، مقابل سزا : عبداﷲبن طاهر گفتی که علم به ارزانی و ناارزانی بباید داد که علم خویشتن دارتر از آن است که با ناارزانیان قرار کند. (زین الاخبار گردیزی ). || (حامص مرکب ) گرانی . تنگی . مقابل ارزانی به معنی فراخی و فراوانی . و نیز رجوع به ارزانی شود.

معنی ناارزانی- ترجمه ناارزانی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناارزانی اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناارزانی


ترجمه ناارزانی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناارزانی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نائین

نائین . (اِخ ) یکی از شهرهای استان دهم و مرکز فرمانداری است . شهری قدیمی است وسابقه ٔ تاریخی آن به پیش از اسلام میرسد. مؤلف «سرزمینهای خلافت شرقی » مینویسد: نائین ، در شمال باختری یزد، در حاشیه ٔ کوی

معنی نااسپری

نااسپری . [ اِ پ َ ] (ص مرکب ) جاویدان . خالد. همیشگی . ثابت . پابرجا. دائمی . مقابل اسپری : جنان جای الفنج و ملک بقاست بقائی و ملکی که نااسپریست . ناصرخسرو. رجوع به اسپری و سپری شود.

معنی نااصلی

نااصلی . [ اَ ] (حامص مرکب ) بداصلی و بدنژادی . || نانجیبی . فرومایگی .

معنی نائیدن

نائیدن . [ دَ ] (مص ) فخر کردن و مباهات نمودن . (برهان ). مباهات کردن . (انجمن آرا) (از آنندراج ). (غیاث ). لاف زدن . مباهات کردن . (از ناظم الاطباء). سرافرازی کردن . به خود بالیدن . نازیدن . به خود

معنی نااستادی

نااستادی . [ اُ ] (حامص مرکب ) ناشی گری . عدم مهارت . نادانستگی . بی وقوفی . صاحب منتهی الارب آرد: وَرِه َ وَرهَاً؛ نااستادی کرد در کار. توره فی عمله ؛ نادانستگی و نااستادی کرد در کار خویش .

معنی نااستوار

نااستوار. [ اُ ت ُ ] (ص مرکب ) غیرمحکم . (شعوری ). سست . ناپایدار. بی ثبات نامطمئن . ناخاطرجمع. بی اعتبار: هرط فی الکلام ؛ سخن نااستوار و ردی گفت . امر مُعثَلِب ؛ کاری نااستوار. (منتهی الارب ). سخنی ن

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: