مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نائیة


معنی نائیة

نائیة. [ ی َ ] (ع ص ) نائیه . مؤنث ناء (نائی ). نعت است از نأی . دور شونده . (اقرب الموارد) (المنجد).

معنی نائیة- ترجمه نائیة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نائیة اینجا را کلیک کنید

هم معنی نائیة


ترجمه نائیة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نائیة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ناارزانی

ناارزانی . [ اَ ] (ص مرکب ) طالح ، مقابل صالح . ناسزا، مقابل سزا : عبداﷲبن طاهر گفتی که علم به ارزانی و ناارزانی بباید داد که علم خویشتن دارتر از آن است که با ناارزانیان قرار کند. (زین الاخبار گردیزی

معنی نائی

نائی . (ص نسبی ) نی زننده . نی نوازنده . (ناظم الاطباء). نی نواز. نئی . (آنندراج ). قراری . قصاب . (منتهی الارب ). نای زن . نی زن . کسی که نی می نوازد : گاه گوئیم که چنگی تو بچنگ اندریاز گاه گوئیم که

معنی نائین

نائین . (اِخ ) شهری است در نزدیکی ناصره و محل یکی از معجزات عیسی است . امروز آن را نین گویند. در قاموس کتاب مقدس آمده است : نائین (به معنی جمال ). شهری است در جلیل که مسیح پسر بیوه زن را در آنجا حیات

معنی نائی

نائی . (فعل مضارع ) نیائی . نمی آئی . نخواهی آمد : تو تا ایدری شاد زی غم مخور که چون تو شدی بازنائی دگر. اسدی .

معنی نااستدن

نااستدن . [ اِ ت َ دَ ] (مص منفی ) مقابل استاندن . نگرفتن . || ناایستاندن . || ناایستادن . نااستادن . توقف نکردن . برپانماندن . رجوع به ایستادن و استادن و استاندن شود.

معنی نااستاد

نااستاد. [ اُ ] (ص مرکب )ناآزموده کار و بی وقوف . (ناظم الاطباء). که مهارت ندارد. نامجرب . بی تجربه . ناشی . که ماهر در کاری نیست .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter