مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نائمین


معنی نائمین

نائمین . [ ءِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ نائم (در حال نصبی و جری ). خفتگان . خوابیدگان . به خواب رفتگان : قوموا شرب الصبوح یا ایها النائمین . منوچهری .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نائمین اینجا را کلیک کنید

هم معنی نائمین


ترجمه نائمین


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نائمین



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نائیج

نائیج . (اِخ ) نائج یا نیج کوه ازمحال بلده ٔ نارنج کوه از دهات نور مازندران . (مازندران و استرآباد ص 149). یکی از بلوکات پانزده گانه ٔ نورو مشتمل بر 18 قریه و جمعیت تقریبی آن 3815 تن است .(جغرافیای سی

معنی ناآمیزگاری

ناآمیزگاری . (حامص مرکب ) حوشیت . مردم گریزی .

معنی نائه

نائه . [ ءِه ْ ] (ع ص ) بلند و برآمده . (منتهی الارب ). نعت است از نَوَه که به معنی بلند گردیدن است . (منتهی الارب ).

معنی نائیة

نائیة. [ ی َ ] (ع ص ) نائیه . مؤنث ناء (نائی ). نعت است از نأی . دور شونده . (اقرب الموارد) (المنجد).

معنی نائه

نائه . [ ءِه ْ ] (ع ص ) (از «ن ی هَ») مرتفع. (ناظم الاطباء). رفیع. مشرف . (اقرب الموارد) (المنجد).

معنی ناارز

ناارز. [ اَ ] (ص مرکب ) نیرزنده . بی ارزش . بی بها. که ارزش ندارد : جوان چیز بیند پذیرد فریب به گاه درنگش نباشد شکیب ندارد زن و زاده و کشت و ورز بچیزی نداند ز ناارز ارز. فردوسی . سخنهای من چون شن

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<