مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نائمین


معنی نائمین

نائمین . [ ءِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ نائم (در حال نصبی و جری ). خفتگان . خوابیدگان . به خواب رفتگان : قوموا شرب الصبوح یا ایها النائمین . منوچهری .

معنی نائمین- ترجمه نائمین برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نائمین اینجا را کلیک کنید

هم معنی نائمین


ترجمه نائمین


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نائمین



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نائیة

نائیة. [ ی َ ] (ع ص ) نائیه . مؤنث ناء (نائی ). نعت است از نأی . دور شونده . (اقرب الموارد) (المنجد).

معنی ناآمیختنی

ناآمیختنی . [ ت َ ] (ص لیاقت ) که قابل آمیزش نیست . مقابل آمیختنی . رجوع به آمیختنی و آمیختن شود.

معنی ناآمیزگار

ناآمیزگار. (ص مرکب ) حوشی . (منتهی الارب ). غیرمأنوس و بی الفت . (ناظم الاطباء). مردم گریز. که با دیگران آمیزش ندارد.

معنی نائیدن

نائیدن . [ دَ ] (مص ) فخر کردن و مباهات نمودن . (برهان ). مباهات کردن . (انجمن آرا) (از آنندراج ). (غیاث ). لاف زدن . مباهات کردن . (از ناظم الاطباء). سرافرازی کردن . به خود بالیدن . نازیدن . به خود

معنی ناآمیخته

ناآمیخته . [ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) نیامیخته . غیرمخلوط. خالص . بی عیار.

معنی ناارزانی

ناارزانی . [ اَ ] (ص مرکب ) طالح ، مقابل صالح . ناسزا، مقابل سزا : عبداﷲبن طاهر گفتی که علم به ارزانی و ناارزانی بباید داد که علم خویشتن دارتر از آن است که با ناارزانیان قرار کند. (زین الاخبار گردیزی

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: