مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی نائمین


معنی نائمین

نائمین . [ ءِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ نائم (در حال نصبی و جری ). خفتگان . خوابیدگان . به خواب رفتگان : قوموا شرب الصبوح یا ایها النائمین . منوچهری .

معنی نائمین- ترجمه نائمین برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد نائمین اینجا را کلیک کنید

هم معنی نائمین


ترجمه نائمین


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه نائمین



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نائیج آباد

نائیج آباد. (اِخ ) یکی از دهات مازندران است . دهستان دابو واقع در بخش مرکزی شهرستان آمل شامل 105 ده و آبادی بزرگ و کوچک است ، و از آنجمله یکی «نائیج آباد» است . این ده در 12 هزارگزی شمال خاوری آمل ، د

معنی ناآمیخته

ناآمیخته . [ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) نیامیخته . غیرمخلوط. خالص . بی عیار.

معنی نائه

نائه . [ ءِه ْ ] (ع ص ) بلند و برآمده . (منتهی الارب ). نعت است از نَوَه که به معنی بلند گردیدن است . (منتهی الارب ).

معنی نائی

نائی . (فعل مضارع ) نیائی . نمی آئی . نخواهی آمد : تو تا ایدری شاد زی غم مخور که چون تو شدی بازنائی دگر. اسدی .

معنی ناآمیزگاری

ناآمیزگاری . (حامص مرکب ) حوشیت . مردم گریزی .

معنی نائیدن

نائیدن . [ دَ ] (مص ) فخر کردن و مباهات نمودن . (برهان ). مباهات کردن . (انجمن آرا) (از آنندراج ). (غیاث ). لاف زدن . مباهات کردن . (از ناظم الاطباء). سرافرازی کردن . به خود بالیدن . نازیدن . به خود

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: