مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناآمیزگار


معنی ناآمیزگار

ناآمیزگار. (ص مرکب ) حوشی . (منتهی الارب ). غیرمأنوس و بی الفت . (ناظم الاطباء). مردم گریز. که با دیگران آمیزش ندارد.

معنی ناآمیزگار- ترجمه ناآمیزگار برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناآمیزگار اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناآمیزگار


ترجمه ناآمیزگار


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناآمیزگار



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ناآمده

ناآمده . [ م َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) نیامده . واقع نشده . که اتفاق نیفتاده است : بگوید همی تا بدان می خوریم غم روز ناآمده نشمریم . فردوسی . نماند که نیکی بر او بگذرد. پی روز ناآمده نشمرد. فردوسی

معنی نائیدن

نائیدن . [ دَ ] (مص ) فخر کردن و مباهات نمودن . (برهان ). مباهات کردن . (انجمن آرا) (از آنندراج ). (غیاث ). لاف زدن . مباهات کردن . (از ناظم الاطباء). سرافرازی کردن . به خود بالیدن . نازیدن . به خود

معنی نائین

نائین . (اِخ ) شهری است در نزدیکی ناصره و محل یکی از معجزات عیسی است . امروز آن را نین گویند. در قاموس کتاب مقدس آمده است : نائین (به معنی جمال ). شهری است در جلیل که مسیح پسر بیوه زن را در آنجا حیات

معنی نائه

نائه . [ ءِه ْ ] (ع ص ) بلند و برآمده . (منتهی الارب ). نعت است از نَوَه که به معنی بلند گردیدن است . (منتهی الارب ).

معنی نائین

نائین . (اِخ ) یکی از شهرهای استان دهم و مرکز فرمانداری است . شهری قدیمی است وسابقه ٔ تاریخی آن به پیش از اسلام میرسد. مؤلف «سرزمینهای خلافت شرقی » مینویسد: نائین ، در شمال باختری یزد، در حاشیه ٔ کوی

معنی ناآمدگی

ناآمدگی . [ م َ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) نارسیدگی . در خمیر، مخمر نشدن آن . فطیر بودن آن . ورنیامدن آن .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: