مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناآمیختنی


معنی ناآمیختنی

ناآمیختنی . [ ت َ ] (ص لیاقت ) که قابل آمیزش نیست . مقابل آمیختنی . رجوع به آمیختنی و آمیختن شود.

معنی ناآمیختنی- ترجمه ناآمیختنی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناآمیختنی اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناآمیختنی


ترجمه ناآمیختنی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناآمیختنی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نائن

نائن . [ ءِ ] (اِخ ) ضبط دیگری است از نائین . رجوع به نائین شود : [ به سال 744 ] ملک اشرف خواست که نائن را که از توابع یزد است غارت کند، [ امیر مبارزالدین محمد ] شاه مظفر و شاه سلطان را جهت دفع ایشان

معنی نائی

نائی . (فعل مضارع ) نیائی . نمی آئی . نخواهی آمد : تو تا ایدری شاد زی غم مخور که چون تو شدی بازنائی دگر. اسدی .

معنی ناآمدگی

ناآمدگی . [ م َ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) نارسیدگی . در خمیر، مخمر نشدن آن . فطیر بودن آن . ورنیامدن آن .

معنی ناآمیخته

ناآمیخته . [ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) نیامیخته . غیرمخلوط. خالص . بی عیار.

معنی ناآمدنی

ناآمدنی . [ م َ دَ] (ص لیاقت ) نیامدنی . که نخواهد آمد. که آمدنی نیست . || واقعنشدنی . که اتفاق نخواهد افتاد.

معنی ناآمده

ناآمده . [ م َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) نیامده . واقع نشده . که اتفاق نیفتاده است : بگوید همی تا بدان می خوریم غم روز ناآمده نشمریم . فردوسی . نماند که نیکی بر او بگذرد. پی روز ناآمده نشمرد. فردوسی

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: