مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ناآمده


معنی ناآمده

ناآمده . [ م َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) نیامده . واقع نشده . که اتفاق نیفتاده است : بگوید همی تا بدان می خوریم غم روز ناآمده نشمریم . فردوسی . نماند که نیکی بر او بگذرد. پی روز ناآمده نشمرد. فردوسی . دگرکز بدیهای ناآمده گریزد چو از دام مرغ و دده . فردوسی . بگذشته چه اندوه و چه شادی بر دانا ناآمده اندوه و گذشته ست برابر. ناصرخسرو. غم چند خوری به کار ناآمده پیش . (جامعالتمثیل ). || در آینده . در آتیه . عاقبت . که هنوز نیامده است : چهارم که دل دور داری ز غم ز ناآمده بد نباشی دژم . فردوسی . رفته چون رفت طلب نتوان کرد چشم ناآمده بین بایستی . خاقانی . || اندک توقف داشته . درنگ اندک کرده . درنگ ناکرده : ناآمده رفتن این چه ساز است ناکشته درودن این چه راز است . نظامی . || آن که از مادر نزاده است . آن که هنوز متولد نشده . آن که بدنیا نیامده است : ناآمدگان اگر بدانند که ما از دهر چه میکشیم نایند دگر. خیام . چندانکه به صحرای عدم می نگرم ناآمدگان و رفتگان می بینم . (منسوب به خیام ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ناآمده اینجا را کلیک کنید

هم معنی ناآمده


ترجمه ناآمده


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ناآمده



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی نائله

نائله . [ ءِ ل َ ] (اِخ ) دختر سعد صحابیه است . (منتهی الارب ).

معنی نائن

نائن . [ ءِ ] (اِخ ) ضبط دیگری است از نائین . رجوع به نائین شود : [ به سال 744 ] ملک اشرف خواست که نائن را که از توابع یزد است غارت کند، [ امیر مبارزالدین محمد ] شاه مظفر و شاه سلطان را جهت دفع ایشان

معنی نائه

نائه . [ ءِه ْ ] (ع ص ) (از «ن ی هَ») مرتفع. (ناظم الاطباء). رفیع. مشرف . (اقرب الموارد) (المنجد).

معنی ناآمیختنی

ناآمیختنی . [ ت َ ] (ص لیاقت ) که قابل آمیزش نیست . مقابل آمیختنی . رجوع به آمیختنی و آمیختن شود.

معنی نائمة

نائمة. [ ءِ م َ ] (ع ص ) مؤنث نائم . (از منتهی الارب ). زن خوابیده و به خواب شده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج ، نُوَم . (اقرب الموارد). || (اِ) مرگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || زن مرده . (اقرب ا

معنی ناآمیزگاری

ناآمیزگاری . (حامص مرکب ) حوشیت . مردم گریزی .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: