مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی میش خاص


معنی میش خاص

میش خاص . (اِخ ) نام یکی از دهستانهای چهارگانه ٔ بخش بدره ٔ شهرستان ایلام با 7 آبادی و 1855 تن جمعیت . این دهستان منطقه ای کوهستانی است و هوای آن سالم و حدود آن به شرح زیر است : از شمال به بخش شیروان و چرداول ، از باختر به بخش صالح آباد، از جنوب به کبیرکوه و بخش ارکواز، از خاور به دهستان علی شیروان و شیروان بخش چرداول . محصول عمده ٔ دهستان عبارت است از: غلات و لبنیات و تریاک و حبوبات و توتون . راههای آن عموماً مالرو و صعب العبور است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5). یکی از طوایف پشتکوه از ایلات کرد ایران است . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 68).

معنی میش خاص- ترجمه میش خاص برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد میش خاص اینجا را کلیک کنید

هم معنی میش خاص


ترجمه میش خاص


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه میش خاص



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی میشان

میشان . (اِخ ) دهی است از دهستان فلارد بخش لردجان شهرستان شهرکرد، واقع در 30هزارگزی خاور لردگان با 117 تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آن ماشین رو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10).

معنی میش چشمی

میش چشمی . [ چ َ ] (حامص مرکب ) حالت و صفت میش چشم . شهلة [ ش َ / ش ُ ل َ] . شَهَل . (یادداشت مؤلف ). رجوع به میش چشم شود.

معنی میش بهار

میش بهار. [ ب َ ] (اِ مرکب ) گلی است زرد که آن را گاوچشم خوانند. (انجمن آرا) (آنندراج ). گل گاوچشم و اقحوان .(ناظم الاطباء). نام گلی است که آن را گل گاوچشم می گویند و در فصل بهار ظاهر شود. (برهان ).

معنی میشبا

میشبا. (اِ مرکب ) میشما. مخفف میش بهار. (از انجمن آرا) (از آنندراج ). رجوع به ماده ٔ بعد و میشما شود.

معنی میشار

میشار. (ع اِ) اره . ج ، مواشیر. (ناظم الاطباء) (آنندراج ). دست اره . (دهار). مئشار. (منتهی الارب ، ماده ٔ اش ر). اره . ج ، مواشیر و میاشیر. (مهذب الاسماء). || جزءدندانه دار از پای ملخ . ج ، مواشیر. (ن

معنی میش کوهی

میش کوهی . [ ش ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) غُرم . (لغت فرس اسدی ) (یادداشت مؤلف ) : گوشت بز کوهی و میش کوهی بدو [ به گوشت گاو کوهی ] نزدیک باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter