مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مکاوسة


معنی مکاوسة

مکاوسة. [ م ُ وَ س َ ] (ع مص ) برزمین افکندن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مکاوسة اینجا را کلیک کنید

هم معنی مکاوسة


ترجمه مکاوسة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مکاوسة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مکاهلة

مکاهلة. [ م ُ هََ ل َ ] (ع مص ) کهل شدن و به زاد برآمدن . (تاج المصادر بیهقی ). پیر شدن . (از ناظم الاطباء). به کهولت رسیدن و کهل شدن . (از اقرب الموارد). || زن گرفتن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد

معنی مکبب

مکبب . [ م ُ ک َب ْ ب َ ] (ع ص ) کباب شده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : و المکبب من السمک علی الجمر اخف علی البطن من المقلو فی الدهن . (ابن البیطار، یادداشت ایضاً). و رجوع به تکبیب شود.

معنی مکانیکی

مکانیکی . [ م ِ ] (ص نسبی ) منسوب به مکانیک : صنایع مکانیکی . || (اِ مرکب ) جایی که امور مربوط به مکانیک انجام شود: مغازه ٔ مکانیکی . || (حامص ) عمل مکانیک . هنر و فن در امور مکانیک .

معنی مکاوند

مکاوند. [ م َ وَ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش هفت گل شهرستان اهواز است . از شمال به مسجد سلیمان ، از خاور به بخش جانکی گرمسیری ، از جنوب به دهستان مرکزی حومه ٔ هفت گل و از باختر به دهستان نفت سفید مح

معنی مکایصة

مکایصة. [ م ُ ی َ ص َ ] (ع مص ) مروسیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ممارست و گویند مازال یکایصه ؛ ای یمارسه . (از اقرب الموارد).

معنی مکاهاة

مکاهاة. [ م ُ ] (ع مص ) با هم نازیدن و فخر کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). همدیگر را فخر کردن و برهمدیگر نازیدن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: