مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مکاوحة


معنی مکاوحة

مکاوحة. [ م ُ وَ ح َ ] (ع مص ) جنگ کردن با هم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به مکاوحت شود. || چیره گردیدن در کارزار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جنگ کردن با کسی و بر او چیره شدن . (از اقرب الموارد). || با کسی دشنام دادن . (دهار). با هم دشنام دادن آشکارا و رویاروی . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مشاتمة. مجاهرة. (تاج المصادربیهقی ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مکاوحة اینجا را کلیک کنید

هم معنی مکاوحة

مکاوحت : 1 جدل، جنگ، جروبحث، مخالفت، ستیز، ستیزه، کارزار، محاربه، مجادله، مناقسه 2 ناسزاگویی 3 چیرگی، غلبه 4 چیره شدن، غالب گشتن 5 جنگ کردن، ستیزه کردن
مجادله : آشوب، جدال، جروبحث، جنگ، خصومت، دعوا، ستیزه، کشمکش، مجادلت، مکاوحت، مناقشه، نزاع و مصالحه


ترجمه مکاوحة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مکاوحة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مکاید

مکاید. [ م َ ی ِ ] (ع اِ) ج ِ مکیدة به معنی بداندیشی و بدسگالی . (آنندراج ) (اقرب الموارد) (دهار). مکیدتها. حیله ها. کیدها. مکرها. خدعه ها : عاقل ... در دفع مکاید دشمن تأخیر صواب نبیند. (کلیله و دم

معنی مکایصة

مکایصة. [ م ُ ی َ ص َ ] (ع مص ) مروسیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ممارست و گویند مازال یکایصه ؛ ای یمارسه . (از اقرب الموارد).

معنی مکاوحات

مکاوحات . [ م ُ وَ / وِ ] (از ع ، اِ)ج ِ مکاوحة. ستیزه ها. ستیزگیها. منازعات : به حرمتی هرچه تمامتر در خانه ٔ خود بنشست و از معرض مخاصمات و مکاوحات اجتناب نمود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 434).

معنی مکایدة

مکایدة. [ م ُ ی َ دَ ] (ع مص ) با کسی دستان آوردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). بدسگالیدن .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مکر کردن . (از اقرب الموارد). و رجوع به مکایده و مکایدت

معنی مکاوحت

مکاوحت . [ م ُ وَ / وِ ح َ ] (از ع ، اِمص ) با هم جنگ کردن . محاوبه . منازعه . مکاوحة : این همه اسباب منازعت و مکاوحت از بهر حطام دنیا به یک سو نهادند. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 187). موجب این مکاوحت و ا

معنی مکاییل

مکاییل . [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مِکیال . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به مکیال شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: