مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مهیاء


معنی مهیاء

مهیاء. [ م ُ هََ ی ْ ی َءْ ] (ع ص ) مهیا. رجوع به مهیا شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مهیاء اینجا را کلیک کنید

هم معنی مهیاء


ترجمه مهیاء


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مهیاء



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مهیا

مهیا. [ م ُ هََ ی ْ یا ] (ع ص ) آماده شده . ساخته شده . کار راست و نیکو کرده شده . شکرده شده . مهیاء [ م ُ هََ ی ی َ ءْ ] . آماده . حاضر و آماده . راست . ساخته . مستعد. برساخته . سیجیده . آراسته . مُع

معنی مهید

مهید. [ م َ ] (ع ص ) مسکه ٔ بی آمیغ. (منتهی الارب ).

معنی مهوید

مهوید.[ م َهَْ ] (اِخ ) دهی است مرکز دهستان مهوید بخش حومه ٔ شهرستان فردوس دارای 639 تن سکنه . آبش از قنات و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).

معنی مهیار

مهیار. [ م َهَْ ] (اِ) نامی از نامهای مردان . ماهیار.

معنی مهی

مهی . [ م َ ] (ع اِ) نوعی از بلور. (برهان ). حجرالبلور. بلور معدنی . سنگ بلور. بلور کوآرتز. || برخی گویند سنگی است سفید یکرنگ و زنان چون در وقت زاییدن ازگردن آویزند زاییدن بر ایشان آسان گردد. (برهان

معنی مهیاف

مهیاف . [ م ِهَْ ] (ع ص ) ناقه ٔ زود تشنه شونده . (منتهی الارب ). آن اشتر که زود تشنه شود. (مهذب الاسماء). || شتر درازگردن . || مردم سریعالعطش یا سخت تشنه . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<