مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی منهمز


معنی منهمز

منهمز. [ م ُ هََ م ِ ] (ع ص ) فشرده شده . (ناظم الاطباء). فشرده و فشرده شده . (یادداشت مرحوم دهخدا).

معنی منهمز- ترجمه منهمز برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد منهمز اینجا را کلیک کنید

هم معنی منهمز


ترجمه منهمز


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه منهمز



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی منهوم

منهوم . [ م َ ] (ع ص ) حریص و گرسنه . (غیاث ) (آنندراج ). حریص و آزمند برخوراک و پول یا دانش . (ناظم الاطباء). آنکه سیر نشوداز طعام . (مهذب الأسماء). آنکه شکمش پر شده باشد و سیر نشود. (دهار). آزمند ب

معنی منهیات

منهیات . [ م َ هی یا ] (ع ص ، اِ) افعال بد که کردن آنها در شرع منع شده . (آنندراج ) (غیاث ). چیزهای نهی کرده شده و خلاف شرع و ناروا. (ناظم الاطباء).

معنی منهل

منهل . [ م ُ هَِ ] (ع ص ) خداوند شتران نخست آب خورده . || خشمناک . (آنندراج ). آنکه خشمناک میگردد و خشم میکند. || آنکه می آشامد. || آنکه شتران را سیراب میکند. (ناظم الاطباء).

معنی منهی

منهی . [ م ُ ] (ع ص ) خبردهنده . (غیاث ) (آنندراج ). کارآگاه . (صحاح الفرس ). مشرف . خبررسان . مبلغ. (یادداشت مرحوم دهخدا). منهیان جمع منهی . خبردهندگان . (غیاث ) (آنندراج ). آنکه خبر میدهد. اعلام کنن

معنی منهمة

منهمة.[ م َ هََ م َ ] (ع اِ) جای درودگری و جای تراشیدن ازچوب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). دکان درودگری و نجاری . (ناظم الاطباء). جای درودگری . (از اقرب الموارد).

معنی منهوش

منهوش . [ م َ ] (ع ص ) مرد مشقت کشیده . (منتهی الارب ) (آنندراج ): رجل منهوش ؛ مرد مشقت کشیده . (ناظم الاطباء). مرد رنج دیده ٔ لاغر. یقال رجل منهوش . کم گوشت از مردان . (از اقرب الموارد). || رجل منهوش

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: