مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی مندس


معنی مندس

مندس . [ م ُ دَس س ] (ع ص ) پنهان شونده در خاک . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). پنهان شده و دفن شده در خاک . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به اندساس شود.

معنی مندس- ترجمه مندس برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد مندس اینجا را کلیک کنید

هم معنی مندس

تحریص : 1 ترغیب، تشجیع، تشویق 2 اغوا، انگیزش، برانگیختن، تحریش، تحریک، وادار، وا داشتن، وسوسه 3 آزمندسازی، تطمیع و منع


ترجمه مندس


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه مندس



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی مندفة

مندفة. [ م ِ دَ ف َ ] (ع اِ) مندف . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به مندف شود.

معنی مندرس

مندرس . [ م َ دَ رَ ] (اِخ ) نهری در آسیای صغیر در غرب آناطولی به طول تقریبی 380 کیلومتر که به ارخبیل می ریزد. رجوع به المنجد و قاموس الاعلام ترکی و مندره و مئاندر شود.

معنی مندرجان

مندرجان . [ م ُ دَ ] (اِخ ) دهی از دهستان چادگان است که در بخش داران شهرستان فریدن واقع است . 424 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10).

معنی مندفه

مندفه . [ م َ دَ ف َ / ف ِ ] (از ع ،اِ) گویی که از پنبه ساخته باشند. (ناظم الاطباء).

معنی مندرک

مندرک . [ م ِ دِ رِ ] (اِخ ) دهی از دهستان شیان است که در بخش مرکزی شهرستان شاه آباد واقع است و 288 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).

معنی مندش

مندش . [ م َ دِ ] (اِ) فرش و بساط بود.(فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ). گلیم و نمد. (ناظم الاطباء). جهانگیری میگوید به معنی فرش و بساط بود. استاد فرخی راست : نیلگون پرده برکشید

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: