مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ملیخ


معنی ملیخ

ملیخ . [ م َ ] (ع ص )تباه و سست و بیمزه از گوشت و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). فاسد و تباه . (ناظم الاطباء). فاسد. و گفته شده هر طعام فاسد را ملیخ گویند. (از اقرب الموارد). || گشن اشتر که ناقه را آبستن نکند و هو کالعقیم من الرجال . ج ، املخة. (مهذب الاسماء). گشن دیر باردارکننده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || سست و ضعیف . (ناظم الاطباء). ضعیف . (اقرب الموارد). || بیمزه . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مردی که رغبتی به ملاقات و مجالست با دیگران و گفت وشنود با آنان را نداشته باشد. (از اقرب الموارد).

معنی ملیخ- ترجمه ملیخ برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ملیخ اینجا را کلیک کنید

هم معنی ملیخ


ترجمه ملیخ


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ملیخ



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ملیص

ملیص . [ م َ ] (ع مص ) پلیدی انداختن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).

معنی ملیچ

ملیچ . [ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان باوی است که در بخش مرکزی شهرستان اهواز واقع است و 150 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).

معنی ملیساء

ملیساء. [ م ُ ل َ ] (ع اِ) شیر ترش که در شیر خالص اندازند تا بسته گردد. || نیمروز. || میان مغرب و نماز خفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || اندکی از رخت طعام . (منت

معنی ملیطرنا

ملیطرنا. [ م َ طَ ] (معرب ، اِ) به یونانی به معنی مالیطرنا است که زاج سیاه و زاج کفشگران باشد. (برهان ) (آنندراج ). زاج سیاه . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به مالیطرنا شود.

معنی ملیس

ملیس . [ م َ ] (اِ) به لغت مراکش ، آلو. (ناظم الاطباء).

معنی ملیق

ملیق . [ ] (ع اِ) سیاهی با لیقه که در دوات اندازند : مگرملیق دواتت شود در این سودا همی بپیچد بر خویش زلف حورالعین . کمال اسماعیل . رجوع به مدخل بعد شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: