مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ملچ مولوچ


معنی ملچ مولوچ

ملچ مولوچ .[ م َ ل َ / م ِ ل ِ ] (اِ صوت ) نام آواز که از دهان برآید چون کودکی یا پیری بی دندان که چیزی آبدار جود. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مَلَچ شود. - ملچ مولوچ کردن ؛ آواز کردن دهان هنگامی که چیزی خورند. و رجوع به ترکیب ملچ ملچ کردن ذیل ملچ شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ملچ مولوچ اینجا را کلیک کنید

هم معنی ملچ مولوچ


ترجمه ملچ مولوچ


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ملچ مولوچ



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ملح

ملح . [ م َ ل َ ] (ع اِ) آماس پاشنه ٔ اسب . || سپید سیاهی آمیز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || برکه ٔ نمکدار. (از دزی ج 2 ص 610). || (مص ) درپای ستور درد و عیب بودن . (

معنی ملح

ملح . [ م َ ] (ع مص ) نمک به اندازه در طعام کردن . (تاج المصادر بیهقی ). نمک کردن دیگ و ماهی را به اندازه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). نمک ریختن در دیگ به اندازه . (از ناظم الاطباء).

معنی ملحادة

ملحادة. [ م ِ دَ ] (ع ص ) طعنه زننده در دین ، صیغه ٔ مبالغه است . (از اقرب الموارد).

معنی ملچخ

ملچخ . [ م ِ چ َ ] (اِ) سنگی را گویند که در فلاخن گذارند و اندازند. (برهان ). سنگ فلاخن را گویند. (آنندراج ). سنگی که در فلاخن برای انداختن گذارند. (ناظم الاطباء).

معنی ملجمان

ملجمان . [ ] (اِخ ) شهری است از زنگ بر کرانه ٔ دریای و جای بازرگانان است که آنجا روند. (حدود العالم چ دانشگاه ص 196).

معنی ملچ

ملچ . [ م َ ل َ ] (اِ) گونه ای از نارون که در جنگلهای متوسط از گرگان تا آستارا دیده می شود. در آستارا و طوالش ، وِزِم نامند. غرغار جبلی . پشه خوار. گریز. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). این درخت را در نو

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: