مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ملهق


معنی ملهق

ملهق . [ م ُ ل َهَْ هََ] (ع ص ) ملهق اللون ؛ سپیدفام . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). سفیدکرده شده . (آنندراج ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ملهق اینجا را کلیک کنید

هم معنی ملهق


ترجمه ملهق


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ملهق



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ملهاج

ملهاج . [ م ُ هاج ج ] (ع ص ) مختلط. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). یقال : رأیت امر فلان ملهاجاً؛ ای مختلط. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

معنی ملهد

ملهد. [ م ُل َهَْ هََ ] (ع ص ) به دست درخسته شده . (آنندراج ). به دست درخسته و به خواری سپوخته شده . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تلهید شود. || بر بن پستان و یا بر بن کتف

معنی ملهم

ملهم . [ م َ هََ ] (اِخ ) موضعی است نخلناک . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). نام موضعی که خرمابن بسیار دارد. (ناظم الاطباء). - یوم ملهم ؛ روز جنگ بنی تمیم و حنیفه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد)

معنی ملهب

ملهب . [ م ُ ل َهَْ هََ ] (ع ص ) جامه ٔ کم رنگ . (منتهی الارب ). جامه ٔ نیم رنگ . (ناظم الاطباء). جامه ای که سرخ آن اشباع نشده باشد و رنگ پریده به نظر رسد. (از اقرب الموارد). || جامه ٔ سخت سرخ کرده .

معنی ملهب

ملهب . [ م ِ هََ ] (ع ص ) به نهایت خوب صورت . (منتهی الارب ). کسی که در نهایت خوب صورتی و نیکویی باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مرد بسیارموی . (از اقرب الموارد).

معنی ملهمی تبریزی

ملهمی تبریزی . [ م ُ هََ ی ِ ت َ ] (اِخ ) از شاعران قرن یازدهم هجری و معاصر شاه عباس اول بوده است (متوفی به سال 1049 هَ . ق .). وی ابتدا در خدمت پیربوداق خان حاکم تبریز بود و سپس به شیراز رفت و جزو مل

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: