مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ملجکث


معنی ملجکث

ملجکث . [ ] (اِخ ) دهی است [از خلخ ] به براکوه نهاده آبادان و بانعمت و پادشاهی خلخ بدانجاست . (از حدود العالم چ دانشگاه ص 82).

معنی ملجکث- ترجمه ملجکث برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ملجکث اینجا را کلیک کنید

هم معنی ملجکث


ترجمه ملجکث


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ملجکث



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ملجاء

ملجاء. [ م ُ ج َءْ ] (ع ص ) به ستم به کاری داشته . مجبور. مضطر. درمانده . ناچار. ناگزیر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : هم به خدمت و مراعات تو ملجاء تواند بود و هم به حکم و فرمان تو ملجم . (مرزبان نامه

معنی ملجم

ملجم . [ م ُ ل َج ْ ج َ ] (ع اِ) موضع لجام . و گویند: حک باللجام ملجمه ؛ ای فاه . (از اقرب الموارد).

معنی ملجون

ملجون . [ م َ ] (ع ص ) برگ کوفته ٔ به آرد و یا به هسته ٔ خرما و یا به جو آمیخته برای خوراک شتر. (از ناظم الاطباء).

معنی ملجان

ملجان . [ م َل ْ ل َ ] (اِخ ) ناحیه ای است بین ارجان و شیراز. قریه ها و حصارها دارد. (از معجم البلدان ). ناحیه ای است به فارس میان ارجان و شیراز. (انجمن آرا).

معنی ملح

ملح . [ م ِ ل َ ] (ع اِ) ج ِ مِلْح . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به مِلْح شود.

معنی ملجم

ملجم . [ م ُ ج ِ ] (ع ص ) لگام کننده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به الجام شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: