مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ملجم


معنی ملجم

ملجم . [ م ُ ج ِ ] (ع ص ) لگام کننده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به الجام شود.

معنی ملجم- ترجمه ملجم برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ملجم اینجا را کلیک کنید

هم معنی ملجم


ترجمه ملجم


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ملجم



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ملح

ملح . [ م َ ] (ع مص ) نمک به اندازه در طعام کردن . (تاج المصادر بیهقی ). نمک کردن دیگ و ماهی را به اندازه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). نمک ریختن در دیگ به اندازه . (از ناظم الاطباء).

معنی ملجاء

ملجاء. [ م َ ج َءْ ] (ع مص ) پناه گرفتن به کسی . (تاج المصادربیهقی ). پناه گرفتن . (صراح ). لَجاءْ. پناه گرفتن . (ناظم الاطباء). التجاء. (از ذیل اقرب الموارد).

معنی ملچ مولوچ

ملچ مولوچ .[ م َ ل َ / م ِ ل ِ ] (اِ صوت ) نام آواز که از دهان برآید چون کودکی یا پیری بی دندان که چیزی آبدار جود. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مَلَچ شود. - ملچ مولوچ کردن ؛ آواز کردن دهان

معنی ملچ و ملوچ

ملچ و ملوچ . [ م ِ ل ِ چ ُ م ُ ] (اِ صوت ) ملچ مولوچ . رجوع به ماده ٔ قبل شود.

معنی ملچ

ملچ . [ م ِ ل ِ / م َ ل َ ] (اِ صوت ) در تداول عامه آوازدهن وقتی که چیزی خورند. و رجوع به ملچ مولوچ شود. - ملچ ملچ کردن ؛ صدا انداختن دهان در موقع خوردن . (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ).

معنی ملجاب

ملجاب . [ م ِ ] (ع ص ) تیر باپر که هنوز پیکان ننهاده باشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). تیر پرنهاده ٔ بی پیکان . (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: