مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ملجم


معنی ملجم

ملجم . [ م ُ ل َج ْ ج َ ] (ع اِ) موضع لجام . و گویند: حک باللجام ملجمه ؛ ای فاه . (از اقرب الموارد).

معنی ملجم- ترجمه ملجم برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ملجم اینجا را کلیک کنید

هم معنی ملجم


ترجمه ملجم


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ملجم



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ملجاب

ملجاب . [ م ِ ] (ع ص ) تیر باپر که هنوز پیکان ننهاده باشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). تیر پرنهاده ٔ بی پیکان . (ناظم الاطباء).

معنی ملجم

ملجم . [ م ُ ج َ ] (اِخ ) نام پدر عبدالرحمان مرادی قاتل حضرت علی بن ابیطالب (ع ) است : در نام نگه مکن که فرق است اززاده ٔ عوف و پور ملجم . خاقانی .

معنی ملجمان

ملجمان . [ ] (اِخ ) شهری است از زنگ بر کرانه ٔ دریای و جای بازرگانان است که آنجا روند. (حدود العالم چ دانشگاه ص 196).

معنی ملجاذ

ملجاذ. [ م ِ ](ع ص ) ستور که به لب گیاه خورد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء): دابة ملجاذ؛ ستور که سبزه رابا قسمت پیشین دهان خود گیرد. (از اقرب الموارد).

معنی ملچ

ملچ . [ م ِ ل ِ / م َ ل َ ] (اِ صوت ) در تداول عامه آوازدهن وقتی که چیزی خورند. و رجوع به ملچ مولوچ شود. - ملچ ملچ کردن ؛ صدا انداختن دهان در موقع خوردن . (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ).

معنی ملجکث

ملجکث . [ ] (اِخ ) دهی است [از خلخ ] به براکوه نهاده آبادان و بانعمت و پادشاهی خلخ بدانجاست . (از حدود العالم چ دانشگاه ص 82).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter